جناب عمر بن الخطاب خلیفه ی دوم اهسنت از ساده ترین مسائل فقهی و احکام حتی پس از نزول احکام نیز بی اطلاع بوده است.

در صحیح مسلم امده است:

حَدَّثَنِی عَبْدُ اللهِ بْنُ هَاشِمٍ الْعَبْدِیُّ، حَدَّثَنَا یَحْیَى یَعْنِی ابْنَ سَعِیدٍ الْقَطَّانَ، عَنْ شُعْبَةَ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْحَکَمُ، عَنْ ذَرٍّ، عَنْ سَعِیدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبْزَى، عَنْ أَبِیهِ، أَنَّ رَجُلًا أَتَى عُمَرَ، فَقَالَ: إِنِّی أَجْنَبْتُ فَلَمْ أَجِدْ مَاءً فَقَالَ: لَا تُصَلِّ. فَقَالَ عَمَّارٌ: أَمَا تَذْکُرُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، إِذْ أَنَا وَأَنْتَ فِی سَرِیَّةٍ فَأَجْنَبْنَا فَلَمْ نَجِدْ مَاءً، فَأَمَّا أَنْتَ فَلَمْ تُصَلِّ، وَأَمَّا أَنَا فَتَمَعَّکْتُ فِی التُّرَابِ وَصَلَّیْتُ، فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّمَا کَانَ یَکْفِیکَ أَنْ تَضْرِبَ بِیَدَیْکَ الْأَرْضَ، ثُمَّ تَنْفُخَ، ثُمَّ تَمْسَحَ بِهِمَا وَجْهَکَ، وَکَفَّیْکَ» فَقَالَ عُمَرُ: ” اتَّقِ اللهَ یَا عَمَّارُ قَالَ: إِنْ شِئْتَ لَمْ أُحَدِّثْ بِهِ

شخصی نزد عمر آمد و گفت: من جنب شده ام و آب نیافتم ، چه کنم ؟ عمر گفت : نماز نخوان!!! عمار که آنجا حضور داشت ، گفت : ای امیرالمومنین،مگر یادت نیست در یکی از جنگها من و تو جنب شدیم، تو نماز نخواندی ولی من خود را در خاک غلطاندم و نماز خواندم . بعد که نزد پیامبر(ص) رفتیم ، حضرت فرمودند : اگر دست بر خاک می زدید و بر صورت و دستها می کشیدید ، کفایت می کرد .عمر گفت : ای عمار از خدا بترس . عمار گفت : اگر می خواهی این جریان را نقل نکنم

صحيح مسلم جلد ۱ صفحه ۲۸۰٫

 

%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85

 

و علاوه بر این روایت نسایی عالم بزرگ اهلسنت نیز مانند این روایت را در کتاب خود می اورد و در آن عمر بن خطاب به شخصی که میگوید چند ماه به اب دسترسی نداریم میگوید نماز نخوان!!!!!!

نسائي یکی از امامان بزرگ اهل تسنن روایت صحیح و جالبی را در سنن خویش (که یکی از صحاح سته اهلسنت است) آورده است که ثابت میکند عمر بن خطاب خلیفه دوم اصلا چیزی بنام تیمم نمی شناخته است و اگر تا دو ماه هم آب نمی یافت جناب عمر نماز نمی خواند:
.
أخبرنا محمد بن بشار قال حدثنا عبد الرحمن قال حدثنا سفيان عن سلمة عن أبي مالك وعن عبد الله بن عبد الرحمن بن أبزى عن عبد الرحمن بن أبزى قال كنا عند عمر فأتاه رجل فقال يا أمير المؤمنين ربما نمكث الشهر والشهرين ولا نجد الماء فقال عمر أما أنا فإذا لم أجد الماء لم أكن لأصلي حتى أجد الماء فقال عمار بن ياسر أتذكر يا أمير المؤمنين حيث كنت بمكان كذا وكذا ونحن نرعى الإبل فتعلم أنا أجنبنا قال نعم أما أنا فتمرغت في التراب فأتينا النبي صلى الله عليه وسلم فضحك فقال إن كان الصعيد لكافيك وضرب بكفيه إلى الأرض ثم نفخ فيهما ثم مسح وجهه وبعض ذراعيه فقال اتق الله يا عمار فقال يا أمير المؤمنين إن شئت لم أذكره قال ولكن نوليك من ذلك ما توليت .

مردی از عمر پرسید: بسا می‌شود که یک ماه یا دو ماه دست ما به آب نمی‌رسد تکلیف ما درباره نماز چیست؟ عمر در جواب او گفت: من تا آب پیدا نکنم نماز نمی‌خوانم، عمار در آن‌جا حاضر بود، به عمر گفت: من و تو جنب شده بودیم و آب نداشتیم، من خودم را در خاک مالیدم و نماز خواندم و چون خدمت پیغمبر(ص) رسیدیم آن حضرت دستور تیمم را فرمود، عمر به او گفت از خدا بترس، عمار در جوابش گفت: اگر خوش نداری من این را واگو نمی‌کنم.

سنن النسائي (مع أحكام الألباني، ت: مشهور) الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع جلد ۱ صفحه ۵۷

سند روایت بدون اشکال است و شیخ البانی این روایت را تصحیح کرده است.

%d9%86%d8%b3%d8%a7
چطور امکان دارد خلیفه ی مسلمین از ساده ترین احکام حتی چندین سال بعد از نزول احکام بی خبر باشد؟

حتی عمر بن الخطاب تا آب پیدا نمیکرده است نماز نمیخوانده!!!!

این است خلفا و صحابه ی اهلسنت!!!

خداوند در قرآن کریم میفرماید:

فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ﴿نساء/۴۳﴾

پس اگر آب نیافتید ، بر خاکى پاک تیمم کنید و صورت‏ها و دستهایتان را به آن مسح کنید، که خداوند بخشاینده مهربان است

چگونه کسی که به دین جهل دارد توان هدایت مردم در امور دینی و دنیوی را دارد؟

Print Friendly