بسم الله الرحمن الرحیم

اخیرا یکی از کانال های مخالف اهل بیت علیهم السلام، برای پیدا کردن شریک جرم برای ابوبکر در ماجرای غضبناک کردن حضرت زهرا سلام الله علیها، به روایتی در کتب شیعه استناد نموده و مدعی شده اند که اگر حضرت زهرا از ابوبکر غضبناک شده اند پس از امام علی نیز به غضب آمده اند.

درحالیکه این یک فرار آشکار از مخالفین در برابر الزامات متقن شیعه میباشد که به جای جواب دادن به آن سعی نموده اند که توپ را در زمین شیعه بیاندازند. البته عدم استطاعت مخالفین در پاسخگویی از مطاعن ابوبکر و ظلم های او به اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین امری است که از دیرباز تا به حال به اثبات رسیده است.

خبری را که مخالفین برای اثبات ادعای خود استناد کرده اند ترجمه فارسی آن در کتاب جلاء العیون علامه مجلسی رحمه الله ذکر شده است:

در کتاب علل الشّرائع و بشاره المصطفی و مناقب به سندهای معتبر از ابو ذر و ابن عبّاس روایت کرده اند که: چون جعفر طیّار در حبشه بود، برای او کنیزی به هدیه فرستادند و قیمت او چهار هزار درهم بود، چون جعفر به مدینه آمد آن کنیزک را برای برادر خود امیر المؤمنین علیه السّلام به هدیه فرستاد، و آن کنیزک خدمت آن حضرت را می کرد، روزی حضرت فاطمه علیها السّلام به خانه در آمد دید سر علی علیه السّلام در دامن آن کنیزک است، چون آن حالت را ملاحظه نمود متغیّر گردید پرسید: آیاکاری کردی با او؟ حضرت امیر فرمودند: نه به خدا سوگند ای دختر محمّد کاری نکردم، الحال آنچه می خواهی بگو تا بجا آورم. گفت: می خواهم مرا رخصت دهی که به خانه پدرم روم، حضرت امیر فرمودند: رخصت دادم، پس فاطمه چادر بر سر کرد و برقع افکند و متوجّه خانه پدر بزرگوار خود گردید. پیش از آنکه فاطمه به خدمت حضرت برسد، جبرئیل از جانب خداوند جلیل بر او نازل شد و گفت: حق تعالی تو را سلام می‌رساند و می فرماید: اینک فاطمه به نزد تو می آید برای شکایت علی، از او در باب علی چیزی قبول مکن. چون فاطمه علیها السّلام داخل شد، حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود که: به شکایت علی آمده ای؟ گفت: بلی به ربّ کعبه، پس فرمود: برگرد بسوی علی و بگو: به رغم انف خود راضیم به آنچه کنی، پس برگشت به خدمت علی علیه السّلام و سه مرتبه گفت: به رغم انف خود راضیم به آنچه رضای تو در آن است.
حضرت امیر علیه السّلام فرمود: ای فاطمه شکایت مرا کردی به حبیب من و دوست من و یار من رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، وا سوأتاه از شرمندگی نزد آن حضرت، خدا را گواه می گیرم ای فاطمه که این جاریه را آزاد کردم از برای رضای حق تعالی، و چهار صد درهم که از عطای من  
زیاد آمده است تصدّق می کنم بر فقرای مدینه. پس جامه و نعلین پوشید و متوجّه خدمت حضرت رسول شد، پس بار دیگر جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمّد حق تعالی تو را سلام می رساند و می فرماید: بگو به علی که بهشت را به تو عطا کردم برای آزاد کردن جاریه از برای خشنودی فاطمه، و اختیار جهنّم را به تو دادم برای چهارصد درهم که تصدّق کردی، پس داخل بهشت کن هر که را خواهی به رحمت من، و هر که را خواهی از جهنّم بیرون آور به عفو من، پس در آن وقت حضرت امیرعلیه السّلام فرمود: منم قسمت کننده میان بهشت و دوزخ

جلاء العیون ص۲۳۰-۲۳۱

پاسخ شیعه:

۱-عصمت و طهارت مطلق اهل بیت علیهم السلام وبالخصوص حضرت امیر و فاطمه زهرا سلام الله علیهما از عقائد قطعی و یقینی میباشد که جای هیچ شک و شبهه ای در آن وجود ندارد.

علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد بن عيسى، عن إبراهيم بن عمر اليماني، عن سليم بن قيس الهلالي، عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه قال: إن الله تبارك وتعالى طهرنا وعصمنا وجعلنا شهداء على خلقه، وحجته في أرضه، و جعلنا مع القرآن وجعل القران معنا، لا نفارقه ولا يفارقنا

الكافي ۱ ص۲۸۳ ح۵

ترجمه: امام علی علیه السلام میفرمایند: خداوند متعال ما اهل بیت را مطهر، معصوم و شاهد بر خلقش و حجت در روی زمین اش قرار داده است و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما گردانیده و ما هرگز از قرآن جدا نمی شویم و قرآن نیز از ما جدا نمی شود

وکسانیکه خداوند آن ها را از گناه و خطا مصون کرده و آنان هرگز از قرآن جدا نمی شوند امکان ندارد که اعمالی را انجام دهند که موجب خشم و غضب یکدیگر گردد. لذا با این وجود اگر از ظاهر خبری امری برداشت شود که منافی با عصمت و طهارت مطلقه اهل بیت علیهم السلام بود میبایست از آن اعراض نموده و یا به وجهی مناسب با عقائد محکمه و قطعی تاویل گردد

خبری که مخالفین بدان استناد کرده اند دارای دو سند میباشد که به بررسی آن میپردازیم:

سند اول:

ابى رحمه الله قال: حدثنا سعد بن عبد الله قال: حدثنا الحسن بن عرفة (بسرمن رأى) قال: حدثنا وكيع قال: حدثنا محمد بن إسرائيل قال: حدثنا أبو صالح عن ابى ذر رحمه الله عليه قال: كنت أنا وجعفر بن ابى طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة فاهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم فلما قدمنا المدينة اهداها لعلي ” ع ” تخدمه فجعلها علي ” ع ” في منزل فاطمة فدخلت فاطمة عليها السلام يوما فنظرت إلى رأس علي عليه السلام في حجر الجارية….

علل الشرائع ج۱ ص۱۶۳

بررسی سندی

این روایت از روات و رجال اهل سنت میباشد و راویان شیعه آن را از اهل سنت نقل کرده اند. و این امر با تعمق در سند این خبر مشخص می شود. زیرا که در آن سعد بن عبدالله رحمه الله وجود دارد که ایشان با اینکه از بزرگان و ثقات جلیل القدر شیعه میباشد اما از رجال اهل سنت اخبار زیادی را شنیده و نقل کرده است. شیخ نجاشی رحمه الله در ترجمه او میگوید:

سعد بن عبد الله بن أبي خلف الأشعري القمي أبو القاسم…
كان سمع من حديث العامة شيئا كثيرا، وسافر في طلب الحديث، لقي من وجوههم الحسن بن عرفة

رجال النجاشی ص۱۷۷

ترجمه: سعد بن عبدالله اشعری قمی.. از عامه (اهل سنت) احادیث زیادی را شنیده است و در طلب حدیث سفر کرده و با بزرگان اهل سنت مثل حسن بن عرفه ملاقات کرده است.

همانگونه که از سخن شیخ نجاشی مشخص است جناب سعد بن عبدالله رحمه الله از اهل سنت احادیث بسیاری شنیده که یکی از آن ها 👈حسن بن عرفه👉 میباشد که از قضاء همین خبر مورد استناد مخالفین را نیز از او نقل کرده است:

حدثنا سعد بن عبد الله قال: حدثنا الحسن بن عرفة (بسرمن رأى) قال…

علل الشرائع ج۱ ص۱۶۳

و حسن بن عرفه از بزرگان محدثین اهل سنت میباشد. ذهبی در ترجمه او می گوید:

الحَسَنُ بنُ عَرَفَةَ بنِ يَزِيْدَ العَبْدِيُّ *
الإِمَامُ، المُحَدِّثُ، الثِّقَةُ، مُسْنِدُ وَقْتِهِ، أَبُو عَلِيٍّ العَبْدِيُّ، البَغْدَادِيُّ، المُؤَدِّبُ

سیر اعلام النبلاء ج۱۱ ص۵۴۷-۵۴۸

همچنین بقیه رواتی که حسن بن عرفه از آنان این خبر را نقل کرده است از رجال و محدثین اهل سنت میباشد:

وكِيْعُ بنُ الجَرَّاحِ بنِ مَلِيْحِ بنِ عَدِيٍّ الرُّؤَاسِيُّ *
ابْنِ فَرَسِ بنِ جُمْجُمَةَ بنِ سُفْيَانَ بنِ الحَارِثِ بنِ عَمْرِو بنِ عُبَيْدِ بنِ رُؤَاسٍ، الإِمَامُ، الحَافِظُ، مُحَدِّثُ العِرَاقِ، أَبُو سُفْيَانَ الرُّؤَاسِيُّ، الكُوْفِيُّ، أَحَدُ الأَعْلاَمِ

سير اعلام النبلاء ج۹ ص۱۴۰-۱۴۱

أبُو صَالِحٍ السَّمَّانُ ذَكْوَانُ بنُ عَبْدِ اللهِ *
القُدْوَةُ، الحَافِظُ، الحُجَّةُ، ذَكْوَانُ بنُ عَبْدِ اللهِ مَوْلَى أُمِّ المُؤْمِنِيْنَ جُوَيْرِيَةَ الغَطَفَانِيَّةِ. كَانَ مِنْ كِبَارِ العُلَمَاءِ بِالمَدِيْنَةِ، وَكَانَ يَجْلِبُ الزَّيْتَ وَالسَّمْنَ إِلَى الكُوْفَةِ.

سیر اعلام النبلاء ج۵ ص۳۶

لذا همانگونه که قبلا عرض شد این حدیث از روات اهل سنت میباشد و روات آن نزد شیعه مورد اعتماد نمی باشند.

نکته دیگر اینکه این خبر حتی طبق مبانی اهل سنت نیز نمیتواند صحیح باشد زیرا که این خبر را ابوصالح از ابوذر رضی الله عنه نقل کرده است درحالیکه به تصریح علمای اهل سنت ابوصالح جناب ابوذر را ملاقات نکرده است:

ذكوان أبو صالح السمان معروف قال أبو زرعة لم يلق أبا ذر

جامع التحصیل ج۱ ص۱۷۴

ترجمه: ابو زرعه گفته است که ابو صالح ابوذر را ملاقات نکرده است

بنابراین این خبر مرسل است و نه مسند و خبر مرسل نیز از اقسام خبر ضعیف میباشد.

اما نکته بسیار مهمی که در متن حدیث از جعلی بودن آن خبر میدهد این است که در این حدیث منسوب به جناب ابوذر آمده است که ایشان به همراه جناب جعفر طیار سلام الله علیه به حبشه هجرت کرده بودند:

عن ابى ذر رحمه الله عليه قال: كنت أنا وجعفر بن ابى طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة فاهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم..

علل الشرائع ج۱ ص۱۶۳

ترجمه: ابوذر رحمه الله میگوید: من به همراه جعفر بن ابی طالب به حبشه مهاجرت کردیم و در آنجا کنیزی به جعفر هدیه داده شد که قیمتش چهار هزار درهم بود..

درحالیکه چنین مطلبی را هیچ یک از محدثین و مورخین نقل نکرده اند و بلکه آنچه از سیره جناب ابوذر رضی الله عنه ثابت میباشد این است که ایشان بعد از آنکه به مکه مکرمه آمدند و به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ایمان آوردند، به سوی قوم خود برگشته و در آنجا به تبلیغ دین مبین اسلام پرداختند و سپس در مدینه به پیامبر اکرم ملحق شدند.

ابن عبدالبر در این باره می گوید:

كانَ من كبار الصحابة قديم الإسلام. يقال: أسلم بعد أربعة، فكان خامسًا، ثم انصرف إِلَى بلاد قومه فأقام بها حَتَّى قدم عَلَى النَّبِيّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ المدينة

الاستیعاب في معرفة الاصحاب ج۴ ص۱۶۵۳

ترجمه: ابوذر از بزرگان اصحاب پیامبر و قدیم الاسلام بود و گفته شده که بعد از چهار نفر اسلام آورده است و پنجمین مسلمان بود. سپس به سوی قوم خود بازگشت و در آنجا اقامت داشت تا اینکه در مدینه به پیامبر ملحق گشت

لذا علاوه بر ضعف شدید سند خبر و عامه بودن روات آن، آثار وضع نیز از آن مشهود است همانگونه که ذکرش گذشت.

سند دوم:

أخبرنا جماعة منهم أبو القاسم والدي الفقيه وأبو اليقظان عمار بن ياسر وولده أبو القاسم سعد بن عمار سامحه الله ، عن الشيخ الزاهد ( الفقيه ) إبراهيم بن نصر الجرجاني ، عن السيد الصالح محمد بن حمزة العلوي المرعشي الطبري وكتبته من كتابه بخطه ( رحمه الله ) ، قال : حدثنا محمد بن الحسن ، قال : حدثنا محمد بن جعفر ، قال : حدثنا حمزة بن إسماعيل ، قال : حدثنا أحمد بن خليل ، حدثنا يحيى بن عبد الحميد ، حدثنا شريك عن ليث المرادي بن أبي سليم ، عن مجاهد ، عن ابن عباس قال :…

بشارة المصطفی لشیعة المرتضی ص۱۶۳

بررسی سندی

این سند نیز همانند سند قبلی از روات اهل سنت میباشد مانند یحیی بن عبدالحمید، شریک، لیث بن ابی سالم و مجاهد که جملگی از محدثین اهل سنت بوده و نزد شیعه مورد اعتماد نمی باشند.

يحْيَى بنُ عَبْدِ الحَمِيْدِ بنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بنِ مَيْمُوْنِ بنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الحِمَّانِيُّ *
الحَافِظُ، الإِمَامُ، الكَبِيْرُ، أَبُو زَكَرِيَّا ابْنُ المُحَدِّثِ الثِّقَةِ؛ أَبِي يَحْيَى الحِمَّانِيِّ الكُوْفِيِّ صَاحِبِ (المُسْنَدِ) الكَبِيْرِ

سير اعلام النبلاء ج۱۰ ص۵۲۶

شرِيْكُ بنُ عَبْدِ اللهِ أَبُو عَبْدِ اللهِ النَّخَعِيُّ *
العَلاَّمَةُ، الحَافِظُ، القَاضِي، أَبُو عَبْدِ اللهِ النَّخَعِيُّ، أَحَدُ الأَعْلاَمِ، عَلَى لِيْنٍ مَا فِي حَدِيْثِهِ

سير اعلام النبلاء ج۸ ص۲۰۰

ليْثُ بنُ أَبِي سُلَيْمٍ بنِ زُنَيْمٍ الأُمَوِيُّ مَولاَهُم *
مُحَدِّثُ الكُوْفَةِ، وَأَحَدُ عُلَمَائِهَا الأَعْيَانِ، عَلَى لِيْنٍ فِي حَدِيْثِهِ، لِنَقصِ حِفْظِهِ

سير اعلام النبلاء ج۶ ص۱۷۹

مجَاهِدُ بنُ جَبْرٍ أَبُو الحَجَّاجِ المَكِّيُّ الأَسْوَدُ *
الإِمَامُ، شَيْخُ القُرَّاءِ وَالمُفَسِّرِيْنَ، أَبُو الحَجَّاجِ المَكِّيُّ، الأَسْوَدُ، مَوْلَى السَّائِبِ بنِ أَبِي السَّائِبِ المَخْزُوْمِيِّ.

سير اعلام النبلاء ج۴ ص۴۴۹

لذا این سند نیز همانگونه که بیان شد از طریق محدثین اهل سنت میباشد و حتی طبق مبانی اهل سنت نیز صحیح نمی باشد

بعد از اثبات ضعف و بلکه جعلی بودن این خبر ممکن است کسی به کلام علامه مجلسی رحمه الله در اعتبار سند استناد کند که در جواب باید گفت علم رجال تعبدی نیست بلکه علمی است اجتهادی که علما و محققین بر اساس ادله ای که نزد خود معتبر میدانند به بررسی صحت و سقم اخبار میپردازند. و ممکن است عالمی خبری را بر اساس قرائنی که نزد خود معتبر میدانسته تصحیح نماید درحالیکه با تتبع و تحقیق خلاف آن مشخص گردد. و اختلاف و اشتباه علما در تصحیح و تضعیف اخبار امری است متداول چنانچه نزد اهل سنت نیز چنین مسئله ای به وفور دیده میشود. احیانا خبری را حاکم نیشابوری و یا ذهبی تصحیح نمایند اما عالمی دیگر این خبر را ضعیف و بلکه موضوع بداند.

آنچه که مهم است این است که قطعا علامه مجلسی رحمه الله نیز به غضبناک شدن حضرت زهرا از امیرالمومینن اعتقاد نداشته و آن را منافی با عصمت میدانسته است همانگونه که ایشان در شرح حدیثی که ظاهر آن اشعار به غضب حضرت زهرا نسبت به امیرالمومینن دارد، میفرماید:

وأما حمله على أن شدة الغضب والاسف حملتها على ذلك – مع علمها بحقية ما ارتكبه عليه السلام – فلا ينفع في دفع الفساد، وينافي عصمتها وجلالتها التي عجزت عن إرتكابها أحلام العباد

بحار الانوار ج۲۹ ص۳۲۵

ترجمه: حمل این حدیث بر اینکه شدت غضب و تاسف، حضرت زهرا را به بیان این سخنان وا داشته است، با علم ایشان به حق بودن اعمال امیرالمومنین، در دفع فساد نافع نیست و با عصمت و جلالت قدر ایشان منافات دارد.

همانگونه که مشخص است علامه مجلسی رحمه الله غضب حضرت زهرا بر امیرالمومنین را رد میکند زیرا که با عصمت ایشان منافات دارد.

درباره خبر مورد استناد مخالفین نیز علامه مجلسی برداشت مخالف را از آن ندارند و در تعقیب این خبر میگویند:

مؤلّف گوید: در کارهای بزرگان دین و مقرّبان درگاه ربّ العالمین تفکّر نمی باید نمود، و هر چه از ایشان رسید در مقام تسلیم و انقیاد می باید بود، بسا باشد که این معارضه ها به حسب ظاهر قسمی نماید، و در واقع مشتمل بر مصلحتهای نامتناهی باشد و می تواند بود که برای آن باشد که جلالت ایشان بر دیگران ظاهر می گردد

جلاء العیون ص۲۳۱

به قلم:أبوساسان الترکي

Print Friendly