در کتاب سنن دارمی با سند صحیح امده است که عایشه در قحطی پیش آمده دستور به توسل به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم داده بودند:

۹۳ – حَدَّثَنَا أَبُو النُّعْمَانِ، حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ زَيْدٍ، حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ مَالِكٍ النُّكْرِيُّ، حَدَّثَنَا أَبُو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ قَحْطًا شَدِيدًا، فَشَكَوْا إِلَى عَائِشَةَ فَقَالَتْ: ” انْظُرُوا قَبْرَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاجْعَلُوا مِنْهُ كِوًى إِلَى السَّمَاءِ حَتَّى لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ. قَالَ: فَفَعَلُوا، فَمُطِرْنَا مَطَرًا حَتَّى نَبَتَ الْعُشْبُ، وَسَمِنَتِ الْإِبِلُ حَتَّى تَفَتَّقَتْ مِنَ الشَّحْمِ، فَسُمِّيَ عَامَ الْفَتْقِ

سنن الدارمی جلد ۱ صفحه ۲۲۷ .
تحقيق: حسين سليم أسد الداراني
الناشر: دار المغني للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية
الطبعة: الأولى، ۱۴۱۲ هـ – ۲۰۰۰ م
عدد الأجزاء: ۴

ترجمه:
اوس بن عبد الله می‌گوید : مردم مدینه دچار قحطی شدیدی شدند؛ پس به عائشه شکایت کردند، عائشه گفت: به قبر رسول خدا (ص) رو بیاورید، و پنجره‌هایی از آن به سوی آسمان بگشایید؛ به طوری که بین قبر آن حضرت و آسمان سقفی نباشد. راوی گوید: مردم همین کار را انجام دادند ؛ پس باران فراوانی بارید؛ تا جایی که گیاهان رویید و شترها آن قدر چاق شدند که از شدت چربی ترک برداشتند، به حدی که آن سال را سال ترکیدن نامیدند .

 

%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c

 

تعداد از علمای اهلسنت نیز سند این روایت را معتبر بیان کرده اند:

۱-ابن حجر عسقلانی

ابن حجر عسقلانی اعتقاد داشته که سند این حدیث حسن هست.

– قُحِطَ أَهلُ المدينةِ قَحطًا شديدًا فشَكَوا إلى عائشةَ رضيَ اللَّهُ عنها فقالت انظُروا قبر النَّبي صلَّى اللَّهُ عليهِ وسلَّمَ فاجعلوا منهُ كُوًى إلى السَّماءِ حتَّى لا يَكونَ بينَه وبينَ السَّماءِ سقفٌ ففعلوا فمُطِروا مَطرًا حتَّى نبتَ العشبُ وسمِنتِ الإبلُ حتَّى تفتَّقتْ منَ الشَّحمِ فسمِّيَ عامَ الفتقِ

الراوي : أبو الجوزاء أوس بن عبدالله الأزدي | المحدث : ابن حجر العسقلاني | المصدر : تخريج مشكاة المصابيح
الصفحة أو الرقم: ۵/۳۶۲ | خلاصة حكم المحدث : [حسن كما قال في المقدمة]

http://dorar.net/h/8ad673a704dc219ac3d4240c3c5eee0f

(سایت درر السنیه فیلتر است)

%d8%ad%d8%ac%d8%b1

 

۲-محقق كتاب سنن دارمی جناب حسين سليم أسد الداراني:

[تعليق المحقق] رجاله ثقات وهو موقوف على عائشة

بنابراین علمایی از اهلسنت رجال این حدیث را تایید کرده اند.

نکته ی جالب تری وجود دارد.اینکه احادیث دیگری در کتب اهلسنت وجود دارند که رجالشون دقیقا رجال این حدیث توسل عایشه است و علمای اهلسنت سندش را معتبر دانسته اند.

به عنوان مثال ببینید:

در مسند احمد حدیثی امده است که رجالش دقیقا همان رجال حدیث توسل عایشه است:

۲۴۴۳۴ – حَدَّثَنَا عَارِمٌ، حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ زَيْدٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مَالِكٍ، عَنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ، عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّهَا كَانَتْ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي سَفَرٍ فَلَعَنَتْ بَعِيرًا لَهَا، فَأَمَرَ بِهِ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ……

مسند احمد جلد ۴۰ صفحه ۴۹۳ طبعة الرسالة تحقیق شعیب الارنووط

ملاحظه میکنید که رجال حدیث همان رجال حدیث توسل عایشه است.اما ببینیم نظر اهلسنت در مورد این حدیث چه بوده؟

علامه شعيب الأرنؤوط محقق مسند احمد میگوید:

هذا إسناد حسن

%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af

همچنین هیثمی در مجمع الزوائد میگوید:

رواه أحمد والطبراني في الأوسط ورجاله رجال الصحيح، غير عمرو بن مالك النكري وهو ثقة

مجمع الزوائد هیثمی جلد ۸ صفحه ۷۷ حدیث ۱۳۰۳۶ .

 

%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9
رجال دقیقا همان رجال است و علمای اهلسنت گفته اند سندش حسن است.

بنابراین این سند مورد تایید ابن حجر عسقلانی و هیثمی و شعیب ارنووط و حسین سلیم اسد الدارانی و… می باشد.

بررسی راوی اول و پاسخ به ایرادات وهابیون بر این راوی:

راوی اول این حدیث ابوالنعمان محمد بن فضل می باشد و وهابی به این بهانه که این راوی در آخر عمرش اختلاط پیدا کرده حدیثش باطل است!!!

رد شبهات نسبت به راوی اول:

ذهبی در مورد این راوی میگوید این راوی ثقه و حجت است و اختلاط آخر عمرش هیچ ضرری به روایتش نمیزند:

۷۲ – مُحَمَّد بن الْفضل عَارِم ثِقَة حجَّة اخْتَلَط بِأخرَة لَكِن مَا ضرّ ذَلِك حَدِيثه

محمد بن الفضل عارم ثقه و حجت است.اخر عمرش اختلاط پیدا کرد اما این ضرری به روایاتش نمیزند.

الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم صفحه ۱۶۲ .

المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ۷۴۸هـ)
المحقق: محمد إبراهيم الموصلي
الناشر: دار البشائر الإسلامية – بيروت – لبنان
الطبعة: الأولى، ۱۴۱۲هـ – ۱۹۹۲م
عدد الأجزاء: ۱

%d8%ab%d9%82%d8%a7%d8%aa

دارالقطنی نیز میگوید که بعد از اختلاط ابوالنعمان هیچ حدیث منکری از او شنیده نشد:

وقال الدارقطني: تغير بأخرة، وما ظهر له بعد اختلاطه حديث منكر.
وهو ثقة.

دارقطنی گفته است:در اخر عمرش تغییر کرد و بعد از اختلاطش هیچ حدیث منکری از او ظاهر نشد و او ثقه است.

الكتاب: ميزان الاعتدال في نقد الرجال جلد ۴ صفحه ۸ .
اما وهابي میگوید نه!!!!ابن حبان میگوید این راوی بعد از اختلاطش احادیث منکر بسیاری نقل کرد!!!!

به وهابی میگوییم جناب ذهبی عالم بزرگ شما به این شبهه ی شما نیز پاسخ داده است!!

ذهبی در میزان الاعتدال در مقایسه ی سخن دارقطنی که میگوید بعد از اختلاط ابونعمان حدیث منکری از او ظاهر نشد و سخن ابن حبان که میگوید بعد از اختلاطش احادیث منکری از او ظاهر شد میگوید سخن دارقطنی درست است و سخن ابن حبان باطل است:

وقال الدارقطني: تغير بأخرة، وما ظهر له بعد اختلاطه حديث منكر.
وهو ثقة.
قلت: فهذا قول حافظ العصر الذي لم يأت بعد النسائي مثله، فأين هذا القول من قول ابن حبان الخساف المتهور في عارم، فقال: اختلط في آخر عمره وتغير حتى كان لا يدرى ما يحدث به، فوقع في حديثه المنا كير الكثيرة، فيجب التنكب عن حديثه فيما رواه المتأخرون، فإذا لم يعلم هذا من هذا ترك الكل، ولا يحتج بشئ منها.
قلت: ولم يقدر ابن حبان أن يسوق له حديثاً منكرا، فأين ما زعم؟

دارقطنی گفته است:در اخر عمرش تغییر کرد و بعد از اختلاطش هیچ حدیث منکری از او ظاهر نشد و او ثقه است.
این سخن حافظ عصر دارقطنی است. کسی که پس از نسائی همانند او نیامده است. این سخن دارقطنی درباره ابونعمان کجا و سخن ابن حبّان خسّاف متهوّر کجا !! ….. ابن حبان درحالی این سخن را می گوید که حتی یک حدیث منکر از ابونعمان در کتابش نیاورده است. این پندار ابن حبّان چه جایگاهی دارد؟

ميزان الاعتدال في نقد الرجال جلد ۴ صفحه ۸ .

المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ۷۴۸هـ)
تحقيق: علي محمد البجاوي
الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت – لبنان
الطبعة: الأولى، ۱۳۸۲ هـ – ۱۹۶۳ م
عدد الأجزاء: ۴

%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d9%86

ذهبی به خاطر این سخن ابن حبان به ابن حبان میگوید خساف و متهور!!!

همچنین حافظ علایی نیز در مورد این سخن ابن حبان در مورد ابوالنعمان میگوید ابن حبان غلو و زیاده روی کرده است:

قلت: هذا غلو، وإسراف من ابن حبان، فقد روى عنه البخاري الكثير في الصحيح، وأحمد بن حنبل، وعبد بن حميد، والناس، واحتج به مسلم. وقال فيه الدارقطني: تغير بأخرة، وما ظهر له بعد اختلاطه حديث منكر، وهو ثقة. فهذا معارض لقول ابن حبان، والله أعلم.

این سخن ابن حبان غلو و تندروی و اسراف است زیرا بخاری در صحیح خویش روایات زیادی را از وی روایت کرده است. همچنین احمد بن حنبل و عبد بن حمید از وی روایت کرده اند و مسلم به روایات وی احتجاج کرده است و دارقطنی در موردش گفته است:در اخر عمرش تغییر کرد و بعد از اختلاطش هیچ حدیث منکری از او ظاهر نشد و او ثقه است و این کلام با کلام ابن حبان در تعارض است.

الكتاب: المختلطين العلائي صفحه ۱۱۷ .

المؤلف: صلاح الدين أبو سعيد خليل بن كيكلدي بن عبد الله الدمشقي العلائي (المتوفى: ۷۶۱هـ)
المحقق: د. رفعت فوزي عبد المطلب، علي عبد الباسط مزيد
الناشر: مكتبة الخانجي – القاهرة
الطبعة: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۶م
عدد الأجزاء: ۱

%d8%b9%d9%84%d8%a7

بنابراین سخن ابن حبان باطل است از نظر علمای اهلسنت و سخن ابن حبان هرگز توان مقابله با نظر ذهبی و دارقطنی را ندارد و ابوالنعمان اختلاطش به روایاتش ضرری نمیزند.

نکته ی دیگر این است که ابن حبان متشدد بوده و بی دلیل به راویان ثقه ایراد وارد میکرده است:

جناب شعيب أرنؤوط محقق كتاب صحيح ابن حبان در مورد تشدد ابن حبان میگوید:

وقد أشار الأئمة إلى تشدده وتعنته في الجرح

 پيشوايان و بزرگان علم به اين مطلب اعتراف دارند كه وى در غير موثق دانستن افراد زياده روى مى‌كند.

 صحيح ابن حبان جلد ۱ صفحه ۳۶٫

%d8%ad%d8%a8%d8%a7%d9%86

 

پس ابن حبان در جرح راویان ثقه متشدد بوده و به جرح های ابن حبان وقتی مخالف علای دیگر باشد اعتناء نمیشود.

 

بررسی راوی دوم و پاسخ به ایرادات وهابیون بر این راوی:

 

راوی دوم این حدیث جناب سعید بن زید میباشد.وهابی ها برای تضعیف حدیث توسل عایشه به این راوی نیز ایراد گرفته اند که جرح دارد!!!!

رد این شبهه ی وهابیون:

ذهبی نام این راوی را در کتاب ** ذكر أسماء من تكلم فيه وهو موثق** اورده که از اسم کتاب معلوم است که ثقه است.یعنی راوياني كه در مورد شون تضعیف وجود دارد اما ثقه هستند.

ذهبی در مقدمه ی همین کتاب میگوید احادیث این افرادی که نام آنها را در این کتاب آوردم از درجه ی حسن پایین تر نمیاد:

فهذا فصل نافع في معرفة ثقات الرواة الذين تكم فيهم بعض الأئمة بما لا يرد أخبارهم وفيهم بعض اللين وغيرهم أتقن منهم وأحفظ فهؤلاء حديثهم إن لم يكن في أعلى مراتب الصحيح فلا ينزل عن رتبة الحسن

این فصل سودمندی است برای شناخت راویان ثقه ای که برخی از ائمه درباره شان سخنی گفته اند که موجب رد اخبار این راویان نمی شود و تنها در آنها مقدار کمی از لین وسستی هست در حالی که از آنها با اتقان تر و حافظ تر هست. پس این دسته از افراد اگر روایتشان در اعلی مراتب صحت نباشد از رتبه حسن پایین تر نمی اید

ذكر أسماء من تكلم فيه وهو موثق صفحه ۲۷ .

المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ۷۴۸هـ)
المحقق: محمد شكور بن محمود الحاجي أمرير المياديني
الناشر: مكتبة المنار – الزرقاء
الطبعة: الأولى، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م
عدد الأجزاء: ۱

%d8%b9%d9%84%d9%84

و ذهبی نام سعید بن زید را در این کتاب اورده پس یعنی تضعیفات سعید بن زید اثری ندارند:

۱۲۸ – سعيد بن زيد أخو حماد

الكتاب: ذكر أسماء من تكلم فيه وهو موثق صفحه ۸۵ .

%d8%b9%d9%84%d9%84
وهابیون میگویند ذهبی در کتاب المغنی فی الضعفا این راوی را ضعیف میداند!!!

در پاسخ میگوییم خود ذهبی در مقدمه ی کتاب المغنی پاسخ شما را داده است.ذهبی گفته است در این کتاب چندین نوع از راویان را اورده ام:

قد احتوى على ذكر الكذابين الوضاعين ثم على ذكر المتروكين الهالكين ثم على الضعفاء من المحدثين والناقلين ثم على الكثيري الوهم من الصادقين ثم على الثقات الذين فيهم شيء من اللين أو تعنت بذكر بعضهم أحد من الحافظين ثم على خلق كثير من المجهولين

در این کتاب به ذکر دروغگویان جاعل حدیث سپس به کر متروکین سپس ضعیفان از محدثیت و ناقلان احادیث سپس کسانی که وهم زیاد دارند از راستگویان سپس راویان ثقه ای که چیزی در انها مانند سستی وجود دارد یا بعضی حافظان در مورد انها ایرادی گرفته اند سپس بسیاری از مجهولان پرداخته ام!!!
بنابراین ذهبی در این کتاب المغنی فقط قصد جمع اوری راویانی را داشته که یا ضعیف بوده اند یا ثقه بوده اند و برخی از علمای اهلسنت آنها را تضعیف کرده اند!!

 

و محقق کتاب نیز گفته است ذهبی گفته است در این کتاب طبقات مختلفی از روات را اوردم و بعضی ثقه هستند و نام اینها را فقط به خاطر بیان اینکه بعضی در مورد انها بعضی تضعیف اورده اند بیان کرده ام نه اینکه ضعیف باشند!!!

%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87

 

نه اینکه لزوما نام هر راوی که در این کتاب باشد از نظر ذهبی ضعیف باشد.مثلا ذهبی نام محمد بن اسماعییل البخاری الجعفی نویسنده ی صحیح بخاری را هم در المغنی فی الضعفا آورده است.

۵۳۱۱ – أَبُو عبد الله مُحَمَّد بن إِسْمَاعِيل البُخَارِيّ مولى الجعفيين فحجة إِمَام…

المغني في الضعفاء جلد ۲ صفحه ۵۵۷٫

%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%ba%d9%86

ایا اعتراف میکنید بخاری هم از نظر ذهبی ضعیف است چون نامش را در کتاب المعنی اورده است؟؟؟

و جالب اینجاست که در مورد سعید بن زید نیز ذهبی در المغنی فقط نظر دیگر علما را اورده نه نظر خودش را!!!

بنابراین سعید بن زید از نظر ذهبی ضعیف نیست بلکه همانطور که گفتیم این راوی از نظر ذهبی ثقه است چون نامش را در کتاب ذكر أسماء من تكلم فيه وهو موثق اورده است.

ابن حجر عسقلانی نیز میگوید در مورد سعید بن زید اختلاف شده اما صحیح عمل به توثیقش است.

🔵ابن حجر عسقلانی نام سعید بن زید را در کتاب لسان المیزان آورده و در کنار نامش رمز(ه) را اورده است که در خود کتاب لسان المیزان امده رمز(ه) یعنی عمل به توثیق راوی.

(هـ) سعيد بن زيد أخو حماد (۲: ۱۳۸/ ۳۱۸۵).

– (هـ): مختلف فيه والعمل على توثيقه.

الكتاب: لسان الميزان جلد ۹ صفحه ۳۱۰٫

المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: ۸۵۲هـ)
المحقق: عبد الفتاح أبو غدة
الناشر: دار البشائر الإسلامية
الطبعة: الأولى، ۲۰۰۲ م
عدد الأجزاء: ۱۰، العاشر فهارس

 

%d9%84%d8%b3%d8%a7%d9%86

 

همچنین ابن سعد هم ايشون رو توثیق کردند:

سعِيدُ بْنُ زَيْدِ بْنِ دِرْهَمٍ وَكَانَ ثِقَةً، وَقَدْ رُوِيَ عَنْهُ، وَمَاتَ، قَبْلَ أَخِيهِ حَمَّادِ بْنِ زَيْدٍ

الكتاب: الطبقات الكبرى جلد ۷ صفحه ۲۸۷ .

المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: ۲۳۰هـ)
المحقق: إحسان عباس
الناشر: دار صادر – بيروت
الطبعة: الأولى، ۱۹۶۸ م
عدد الأجزاء: ۸

و در کتاب : إكمال تهذيب الكمال في أسماء الرجال دیگر توثیقات این راوی امده است:

وخرج أبو عوانة حديثه في صحيحه، وكذلك الحاكم، وحسنه أبو علي الطوسي.
وقيل لأبي حاتم: يحتج بحديثه؟ قال: يكتب حديثه. وسئل أبو زرعة عنه فقال: سمعت سليمان بن حرب يقول: ثنا سعيد بن زيد، وكان ثقة.
وقال ابن سعد: روي عنه وكان ثقة،ومات قبل أخيه.
وذكر أبو الوليد في كتاب «الجرح والتعديل»: قال أحمد بن علي بن مسلم: قال أبو جعفر الدارمي: ثنا حبان بن هلال، ثنا سعيد بن زيد،وكان حافظا صدوقا.

قال العجلي: بصري ثقة.

همچنین ابن جوزی میگوید که بخاری این راوی را توثیق کرده است:

وفي كتاب ابن الجوزي: وثقه البخاري

وقال الصدفي: حدثني سعيد بن عثمان، قال: سمعت ابن السكري يقول، وسألته عن سعيد بن زيد (ابن أخي) حماد، فقال: بصري ثقة.

و ذكره ابن خلفون في الثقات.

الكتاب: إكمال تهذيب الكمال في أسماء الرجال جلد ۵ صفحه ۲۹۵ .

المؤلف: مغلطاي بن قليج بن عبد الله البكجري المصري الحكري الحنفي، أبو عبد الله، علاء الدين (المتوفى: ۷۶۲هـ)
المحقق: أبو عبد الرحمن عادل بن محمد – أبو محمد أسامة بن إبراهيم
الناشر: الفاروق الحديثة للطباعة والنشر
الطبعة: الأولى، ۱۴۲۲ هـ‍‍ – ۲۰۰۱ م
عدد الأجزاء: ۱۲

نکته ی مهمتر اینکه الباني در مورد سندی که سعید بن زید در آن قرار دارد میگوید رجال حدیث همگی ثقه هستند و حدیث به خاطر سعید بن زید از درجه ی حسن پایین تر نمی آید.و همچنین میگوید ابن قیم جوزیه نیز در مورد حدیثی که سعید بن زید در آن قرار دارد میگوید سندش نیکو است!!!!

قلت: وهذا إسناد حسن , رجاله كلهم ثقات , وفى سعيد بن زيد ـ وهو أخو حماد بن زيد ـ كلام لا ينزل به حديثه عن رتبة الحسن إن شاء الله تعالى.
, وقال ابن القيم فى ” الفروسية ” (۲۰) : ” وهو حديث جيد الإسناد “.

میگویم:واین سند حسن است و رجالش همگی  ثقه هستند و در مورد سعید بن زید نیز حدیث از مرتبه ی حسن پایین تر نمی اید.وابن قسم الجوزیه میگوید:و این حدیث سندش نیکو است.

الكتاب : إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل جلد ۵ صفحه ۳۳۸٫

المؤلف : محمد ناصر الدين الألباني (المتوفى : ۱۴۲۰هـ)
إشراف: زهير الشاويش
الناشر: المكتب الإسلامي – بيروت
الطبعة: الثانية ۱۴۰۵ هـ – ۱۹۸۵م
عدد الأجزاء: ۹
%d8%ba%d9%84%db%8c%d9%84

و باز تعصب البانی وهابی اثبات شد.زیرا دلیل دیگر البانی وهابی برای اثبات ضعف حدیث توسل عایشه سعید بن زید بود اما یادش نبوده که قبلا در مورد سعید بن زید گفته است حدیثش از درجه ی حسن پایین تر نمی آید.چون دروغگو کم حافظه است!!!

و در مورد دیگر تضعیفاتی که وهابی اورد باید گفت علاوه بر اینکه علامه ذهبی این تضعیفات را در مورد سعید بن زید بی اثر میداند,هیچ یک از این تضعیفات نیز مفسر نیستند در جرح سعید بن زید پس بر توثیقاتش مقدم نمیشود و حداکثر سعید بن زید همانطور که ذهبی و البانی گفته اند حدیثش حسن میشود نه ضعیف

بنابراین سعید بن زید نیز مشکلی ندارد.

 

بررسی راوی سوم و پاسخ به ایرادات وهابیون بر این راوی:

راوی سوم این حدیث جناب عمرو بن مالک النکری میباشد.وهابی ها برای تضعیف حدیث توسل عایشه به این راوی نیز ایراد گرفته اند که جرح دارد و ابویعلب گفته است ضعیف است و ابن عدی گفته است حدیث میدزدید!!!!

رد این شبهه ی وهابیون:

این راوی ثقه است و هیچ یک از علمای اهلسنت این راوی را تضعیف نکرده اند و آنچه از تضعیفات درمورد این راوی بیان میشود توهم است و اصلا صحت ندارد که البته در ادامه ی متن اثبات میکنیم.

ذهبی میگوید عمرو بن مالک النکری ثقه هست:

۶۴۳۶ – عمرو بن مالك [عو] النكرى، عن أبي الجوزاء.
۶۴۳۷ – وعمرو بن مالك [عو] الجنبي.
عن أبي سعيد الخدري وغيره، تابعي – فثقتان.

عمرو بن مالک النکری و عمر بن مالک الجنبی.هر دو ثقه هستند.

 ميزان الاعتدال في نقد الرجال جلد۳ صفحه ۲۸۶ .

 

%d9%85%d8%a7%d9%84%da%a9
همچنین در تاریخ الاسلام میگوید:

۲۵۵ – ۴: عَمْرُو بْنُ مَالِكٍ النُّكْرِيُّ، أَبُو يَحْيَى، وَقِيلَ: أَبُو مَالِكٍ. [الوفاة: ۱۲۱ – ۱۳۰ ه]
بَصْرِيٌّ صدُوقٌ، رَوَى عَنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ أَوْسِ الرَّبَعِيِّ.

تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام جلد ۳ صفحه ۴۷۶ .

 

%d8%af%d8%b1%d8%b2

ابن حبان میگوید عمرو بن مالک النكري راستگو است و فقط در روایت پسرش یحیی از او منکر هایی وجود دارد(دقت کنید فقط در روایت پسرش از او نه دیگر روایات که پسرش از او نقل نکرده مانند همین حدیث توسل عایشه):

[۱۲۲۳] عمرو بن مالك النكري أبو مالك والد يحيى بن عمرو وقعت المناكير في حديثه من رواية ابنه عنه وهو في نفسه صدوق اللهجة

عمرو بن مالک النکری:در بعضی روایاتش که پسرش از او نقل کرده منکر هایی وجود دارد و او فی نفسه راستگوست.
مشاهير علماء الأمصار وأعلام فقهاء الأقطار صفحه ۲۴۴ .

اما در مورد پاسخ به این شبهه که ابن عدی در الکامل فی الضعفا در مورد او میگوید:

۱۳۱۵- عَمْرو بْن مالك النكري بصري.
منكر الْحَدِيث عَن الثقات، وَيَسْرِقُ الحديث.
سمعت أبا يَعْلَى يَقُولُ عَمْرو بْن مالك النكري كَانَ ضعيفا.

باید بگوییم که ابن عدی در اینجا اشتباه و خلط کرده.بلکه اون شخصی که این جرح ها رو دارد عمر بن مالک الراسبی هست نه النکری.

و وهابی که میگوید عمرو بن مالک النکری ضعیف است آنقدر اهل مطالعه نبوده که حداقل کتب ذهبی و ابن حجر عسقلانی را بخواند تا این را بفهمد.

ذهبی و ابن حجر عسقلانی این فرق رو قائل شدند!!!

ذهبی در مورد عمرو بن مالک الراسبی میگوید:

۶۴۳۵ – عمرو بن مالك [ق] الراسبي البصري لا النكرى.
هو شيخ.
حدث عن الوليد بن مسلم.
ضعفه أبو يعلى.
وقال ابن عدي: يسرق الحديث.
وتركه أبو زرعة.
وأما ابن حبان فذكره في الثقات  .

 ميزان الاعتدال في نقد الرجال جلد ۳ صفحه ۲۸۵ .

%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a8%db%8c

 

میبینید که ذهبی میگوید عمرو بن مالک الراسبی هست که احادیث را سرقت میکرده نه نکری.و عمرو بن مالک الراسبی هست که ابویعلی گفته ضعیف است نه النکری.

و در شماره ی بعد ذهبی عمرو بن مالک النکری را اورده و میگوید ثقه هست که در ابتدا سخن ذهبی در توثیق عمرو بن مالک النکری را اوردم.

همچنین ابن حجر عسقلانی صریحا میگوید ابن عدی در این مورد توهم زده و عمرو بن مالک الراسبی و عمرو بن مالک النکری را قاطی کرده!!!

ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب در ترجمه ی عمرو بن مالک الراسبی میگوید:

۱۵۲- “ت – عمرو” بن مالك الراسبي۱ الغبري أبو عثمان البصري …ذكره بن حبان في الثقات وقال يغرب ويخطىء مات بعد الأربعين ومائتين قلت وقال بن عدي منكر الحديث عن الثقات ويسرق الحديث وسمعت أبا يعلى يقول كان ضعيفا ثم ساق له حديثين وقال وله غير ما ذكرت مناكير وبعضها سرقة انتهى إلا أنه قال في صدر الترجمة عمرو بن مالك النكري فوهم فإن النكري متقدم على هذا

عمرو بن مالک الراسبی البصری…ابن حبان نامش را در الثقات آورده و میگوید غریب الحدیث و خطا دارد…میگویم :ابن عدی گفته است منکر الحدیث هست و از ثقات احادیث منکر نقل میکند.و حدیث سرقت میکرد.و شنیدم که ابویعلی میگفت او ضعیف است.غیر از اینکه ابن عدی در ابتدای ترجمه ( این راوی ) گفته است عمرو بن مالک النکری . ( پس این عمل وی ) 👈وهم👉 او می باشد زیرا عمرو بن مالک النکری متقدم بر این راوی (عمرو بن مالک الراسبی ) می باشد .

 تهذيب التهذيب جلد ۸ صفحه ۹۵ .

 

%d8%aa%d9%87%d8%b0%db%8c%d8%a8

 

یعنی آن کسی که ابویعلی در موردش گفته است ضعیف و ابن عدی گفته است احادیث را سرقت میکند و ابن حبان در موردش گفته است خطا میکند و غریب الحدیث دارد عمرو بن مالک الراسبی هست نه النکری.

و جهل وهابی اثبات شد که حتی این وهابی در کتب خودشان نیز مطالعه ای نمیکند.

و اثبات شد که عمرو بن مالک النکری نیز هیچ مشکلی ندارد و ثقه است.

 

بررسی راوی چهارم و پاسخ به ایرادات وهابیون بر این راوی:

راوی چهارم این حدیث جناب ابی الجوزاء میباشد.وهابی ها برای تضعیف حدیث توسل عایشه به این راوی نیز ایراد گرفته اند و میگویند این راوی از عایشه سماع نداشته وبخاری در مورد او گفته است فی اسناده نظر!!!!

رد این شبهه ی وهابیون:

 

طبق نقل علمای اهلسنت ابی الجوزا از عایشه سماع داشته و علمای اهلسنت به این سماع اعتراف کرده اند:

ملا علي قاري مي‌گويد ابی الجوزاء از عايشه سماع داشته است:

(وَعَنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ) : قَالَ الْمُؤَلِّفُ: وَهُوَ أَوْسُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَزْدِيُّ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ، تَابِعِيٌّ مَشْهُورُ الْحَدِيثِ، سمِعَ عَائِشَةَ، وَابْنَ عَبَّاسٍ، وَابْنَ عُمَرَ

ابی الجوزا:مولف گفت:او اوس بن عبدالله ازدی است از اهل بصره.از عایشه و ابن عمر سماع داشته است
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح جلد ۱۱ صفحه ۹۵٫دارالکتب العلمیة.

 

%d8%b3%d9%85%d8%b9
ابن اثیر نیز میگوید ابوالجوزا از عایشه سماع داشته:

أوْس بن عبد الله هو أبو الجَوْزاء أوس بن عبد الله …سمع عائشة، وابن عبَّاس، وابن عمرو بن العاص.

جامع الأصول في أحاديث الرسول جلد ۱۲ صفحه ۱۸۳ .

 

%d8%a7%d9%88%d8%b3
نکته ی مهمتر اینکه مسلم در صحیح مسلم راویتی از ابی الجوزا از عایشه نقل میکند:

🔵۲۴۰ – (۴۹۸) حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ نُمَيْرٍ، حَدَّثَنَا أَبُو خَالِدٍ يَعْنِي الْأَحْمَرَ، عَنْ حُسَيْنٍ الْمُعَلِّمِ، ح قَالَ: وَحَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ – وَاللَّفْظُ لَهُ – قَالَ: أَخْبَرَنَا عِيسَى بْنُ يُونُسَ، حَدَّثَنَا حُسَيْنٌ الْمُعَلِّمُ، عَنْ بُدَيْلِ بْنِ مَيْسَرَةَ، عنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ، عَنْ عَائِشَةَ، قالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «يَسْتَفْتِحُ الصَّلَاةَ بِالتَّكْبِيرِ. وَالْقِرَاءَةِ، بِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَكَانَ إِذَا رَكَعَ لَمْ يُشْخِصْ رَأْسَهُ، وَلَمْ يُصَوِّبْهُ وَلَكِنْ بَيْنَ ذَلِكَ، وَكَانَ إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ لَمْ يَسْجُدْ، حَتَّى يَسْتَوِيَ قَائِمًا، وَكَانَ إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السَّجْدَةِ، لَمْ يَسْجُدْ حَتَّى يَسْتَوِيَ جَالِسًا، وَكَانَ يَقُولُ فِي كُلِّ رَكْعَتَيْنِ التَّحِيَّةَ، وَكَانَ يَفْرِشُ رِجْلَهُ الْيُسْرَى وَيَنْصِبُ رِجْلَهُ الْيُمْنَى، وَكَانَ يَنْهَى عَنْ عُقْبَةِ الشَّيْطَانِ. وَيَنْهَى أَنْ يَفْتَرِشَ الرَّجُلُ ذِرَاعَيْهِ افْتِرَاشَ السَّبُعِ، وَكَانَ يَخْتِمُ الصَّلَاةَ بِالتَّسْلِيمِ»

صحيح مسلم جلد ۱ صفحه ۳۵۷ .

 

%d8%a7%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%84
و ابن صلاح میگوید شرط مسلم در صحیحش این است که احادیث متصل را نقل کند:

قال الشَّيْخُ الْإِمَامُ أَبُو عَمْرِو بْنُ الصَّلَاحِ رَحِمَهُ الله شرط مسلم رحمه الله تعالى في صحيحه أن يكون الحديث متصل الاسناد بنقل الثقة عن الثقة من أوله إلى منتهاه سالما من الشذوذ والعلة قال وهذا حد الصحيح فكل حديث اجتمعت فيه هذه الشروط فهو صحيح بلا خلاف بين أهل الحديث.

شیخ امام ابن صلاح گفت:شرط مسلم در صحیحش این است که حدیث سندش متصل باشد با نقل ثقه از ثقه …..
شرح النووی علی المسلم جلد ۱ صفحه ۱۵ .

 

%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85

پس از نظر مسلم صاحب صحیح مسلم نیز ابی الجوزا از عایشه حدیث شنیده و سماع داشته است.

اما پاسخ به این شبهه که وهابی میگوید :* اسم او اوس بن عبد الله الربیعی البصری است و بخاری در تاریخ الکبیر میگوید: في إسناده نظر. تاریخ کبیر ص ۱۶ / ۲*

در پاسخ به این شبهه میگوییم ابتدا اصل سخن بخاری را ببینیم:

بخاری در تاریخ الکبیرش میگوید:

وَقَالَ لَنَا مُسَدد: عَنْ جَعفَر بْنِ سُليمان، عَنْ عَمرو بْنِ مَالِكٍ النُّكرِي، عَنْ أَبي الْجَوْزَاءِ، قَالَ: أَقَمْتُ مَعَ ابْنِ عَبّاس، وَعَائِشَةَ، اثْنَتَيْ عَشَرَةَ سَنَةً، لَيْسَ مِنَ الْقُرْآنِ آيَةٌ إلاَّ سألتُهم عَنْها.
قَالَ مُحَمد: فِي إِسْنَادِهِ نَظَرٌ.

 مسدد برای ما از جعفر بن سلیمان از عمرو بن مالک نکری از ابوالجوزاء نقل کرد که ابوالجوزاء گفت من دوازده سال با ابن عباس و عایشه همنشین بودم آیه ای در قرآن نیست مگر آنکه درباره اش از آنها پرسیدم.بخاری میگوید سند این روایت محل نظر است.

علماي در مواجهه با این سخن بخاری نظرات مختلفی را بیان کرده اند.برخی این سخن بخاری را ضعف راوی دانسته اند.برخی این سخن بخاری را عدم سماع دانسته اند و برخی این سخن بخاری را مربوط به متن روایت دانسته اند یعنی بخاری متن روایت که ابی الجوزاء ۱۲ سال نزد ابن عباس و عایشه بوده را نمیپذیرفته!!!

 

به عنوان مثال علامه يحيى بن علي معروف به رشید العطار (محدث، من الحفاظ. مالكي المذهب)در کتاب غرر الفوائد المجموعة میگوید منظور بخاری از این عبارت متن حدیث بوده و سماع ابی الجوزاء از عایشه ممکن و جایز است!!!

قال شيخنا الحافظ أبو الحسين يحيى بن علي أسعده الله وإدراك أبي الجوزاء هذا لعائشة رضي الله عنها معلوم لا يختلف فيه وسماعه منها جائز ممكن لكونهما جميعا كانا في عصر واحد…

شیخ یحیی بن علی گفت:ادراک ابی الجوزاء بر عایشه اختلافی داخلش نیست و سماعش از عایشه جایز و ممکن است زیرا هر دو در عصری واحد زندگی میکردند…

و در ادامه در مورد قول بخاری که گفته فی اسناده نظر در مورد این روایت میگوید این سخن بخاری درست است زیرا در روایتی دیگر که ابی الجوزاء نقل کرده فقط گفته نزد ابن عباس همنشینی کردم نه عایشه و این درست تر است.

قال البخاري في إسناده نظر قلت ومما يؤيد قول البخاري رضي الله عنه ما رواه محمد بن سعد كاتب الواقدي وكان ثقة عن عارم عن حماد بن زيد عن عمرو بن مالك عن أبي الجوزاء قال جاورت ابن عباس في داره اثنتي عشرة سنة فذكره ولم يذكر عائشة.

بخاری گفته است در اسنادش نظر است .میگویم:و انچه قول بخاری را تایید میکند آن است که ابن سعد کاتب واقدی،که ثقه است است از عارم از حماد بن زید از عمرو بن مالک از ابی الجوزاء نقل کرده است که در منزل ابن عباس دوازده سال نزد ابن عباس بوده و عایشه را ذکر نمیکند.
من غرر الفوائد المجموعة جلد ۱ صفحه ۳۳۹٫

 

%d8%ba%d8%b1%d8%b1

بنابراین این عالم اهلسنت میگوید منظور بخاری نظر در متن خبر بوده و ربطی به نداشتن سماع بین ابی الجوزاء و عاشه نیست.

 

و این امر که منظور بخاری انقطاع بین ابی الجوزاء و عایشه است نظر همه ی اهلسنت نیست و چون ظنی هست نمیتوان به آن استناد کرد.

همچنین علامه شعيب الأرنؤوط در پاورقی صحیح ابن حبان میگوید:

والقول بأنه لم يسمع من عائشة يفتقر إلى دليل، وهو مفقود هنا.

این سخن که ابی الجوزا از عایشه حدیث نشنیده است فاقد دلیل است و نزد ما مفقود است.

صحیح ابن حبان جلد ۵ صفحه ۶۵٫

 

%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84
بنابراین اینکه بین ابی الجوزاء و عایشه انقطاع وجود دارد به اعتراف علامه ی اهلسنت فاقد دلیل است و اشتباه می باشد.

پس سند این حدیث هیچ مشکلی ندارد و سند حدیث معتبر است و الحمدلله.

 

و از آنجایی که متن روایت نیز مخالف امور صحیح تر نیست متن روایت نیز مشکلی ندارد و روایت صحیح است.

مولوی عبدالرحمن سربازی از بزرگترین مولوی های ایران در مورد این روایت توسل عایشه میگوید این روایت صحیح است.

این کلیپ را میتوانید از اینجا دانلود کنید

دانلود کلیپ مولوی عبدالرحمن سربازی در مورد صحیح بودن روایت توسل عایشه

ایا از نظر وهابیون عایشه کافر است؟

Print Friendly