◀️ یکی از مناقب و فضایلی که امیر المومنین مولا علی علیه السلام دارند این هست که نبی خاتم صلی الله علیه و اله وسلم در شان وی فرمودند که «علي كنفسي» یعنی «علی ع مانند من هستند»

🔷🔹🔸 این فضیلت الهی امیر المومنین علیه السلام انچه که شیعیان درباره مولا علی علیه السلام ادعا میکنند را به تنهایی ثابت میکند

🔹🔶 یعنی خود این فضیلت به تنهایی گواه بر حقانیت ادعا های شیعیان در حق حیدر کرار می باشد

🔷🔹 زیرا طبق این روایت هر آنچه که نبی خاتم ص دارد (به جز نبوت) در مولا علی علیه السلام نیز ثابت است و درست به همین دلیل هست که مولای متقیان سرچشمه تمام فضایل و مناقب هستند و هر چیزی که فضیلت باشد آن فضیلت و منقبت در حق مولای متقیان امیر المومنین علی علیه السلام وجود دارد و ما به عینه همه ی این فضایل را در مولایمان شاهد هستیم و برای هر فضیلت از کتب شیعه و عامه دلیل و برهان قاطع داریم ..

🌸 علم ، حلم ، زهد ، تقوا ، شجاعت ، فقاهت ، دیانت ، طهارت ، افضیلت ، صداقت ، برتریت و امثالهم طبق نصوص کتب شیعه و عامه و برای مولایمان ثابت هست و سرچشمه ی همه این فضایل و مناقب این هست که ایشان مانند نبی خاتم ص هستند و شیعه و عامه بر این مطلب متفق القولند که نبی خاتم ص هر انچه که دارد از خداوند هست و مناقبی که حضرت نبی خاتم ص دارند از سوی الله متعال میباشد و بنابراین مناقب و افضلیتی که مولایمان دارد نیز از جانب الله قادر و متعال میباشد.

🔹🔶 طبق این روایت مولا علی علیه السلام به عنوان شخصیتی که مانند نبی خاتم ص هست ( و همانطور که گذشت این مانند نبی خاتم بودن از سوی الله هست قطعا چرا که هیچ بشری با تلاش خود به این مقام نمی رسد) بنابراین مسئله امامت الهی ایشان بعد از نبی اکرم ص ثابت می شود زیرا نبی خاتم ص هم امام بود و این صفت طبق روایت ذیل در مولایمان نیز ثابت است

🔹🔶 از زیبایی های دیگر این روایت این هست که عمر بن خطاب از شنیدن این کلام از زبان مبارک نبی خاتم ص تعجب کرده و از ابوذر میپرسد مقصود نبی خاتم ص کیست و ابوذر میگوید مقصودش تو و ابوبکر نیستی بلکه مقصود مولا علی ع هست

🔸🔹🔶 در کتب عامه با اسناد صحیح از ابوذر غفاری  رض و جابر بن عبد الله انصاری رض و عبدالرحمن بن عوف و دیگران روایت شده است که نبی خاتم ص فرمودند «علي كنفسي» «علی مانند من هست»

🔚 نسائى روایت میکند:

◀️ أخبرنا العباس بن محمد حدثنا الأحوص بن جواب قال: حدثنا يونس بن أبي إسحاق، عن أبي إسحاق، عن زيد بن يثيع، عن أبي ذر قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «لينتهين بنو وليعة أو لأبعثن إليهم رجلا كنفسي ينفذ فيهم أمري، فيقتل المقاتلة، ويسبي الذرية» فما راعني إلا وكف عمر في حجزتي من خلفي من يعني؟ فقلت: ما إياك يعني، ولا صاحبك قال: «فمن يعني؟» قال: «خاصف النعل» قال: «وعلي يخصف نعلا»

⬅️ ترجمه : ابو ذر رض مى‌ گوید كه پیامبر خاتم ص فرمود: «بايد بنو وليعة (حاكمان سرزمين حضرموت‏) از اين شيوه دست بردارند، در غير اين صورت “” مردى را به سوى آنان روانه مى ‏كنم كه مانند خودم است “” وى در ميان آنان امر من را به اجرا درآورد، مبارزانش را مى ‏كشد و فرزندانشان را به اسارت مى ‏گيرد».ابو ذر مى‏گويد: شگفت زده از سخن حضرت بودم كه عمر از پشت، پهلوى من را گرفت و گفت: مقصود پيامبر كيست؟ گفتم: مقصودشان تو و رفيقت (ابوبکر)  نيست. عمر گفت: پس چه كسى است؟ گفتم: كسى كه كفش را وصله مى‏ زند و على ع مشغول وصله زدن كفش بود.

📚 السنن الكبرى  ج ۷ ص ۴۳۴ شماره ۸۴۰۳ الناشر: مؤسسة الرسالة

🔹🔶 طبرانی همین روایت را از جابر بن عبد الله انصاری نقل می کند :

⬅️ حدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ سَعِيدٍ الرَّازِيُّ قَالَ: نا الْحُسَيْنُ بْنُ عِيسَى بْنِ مَيْسَرَةَ الرَّازِيُّ قَالَ: نا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الْقُدُّوسِ قَالَ: نا الْأَعْمَشُ، عَنْ مُوسَى بْنِ الْمُسَيِّبِ، عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْوَلِيدَ بْنَ عُقْبَةَ إِلَى بَنِي وَلِيعَةَ، وَكَانَتْ بَيْنَهُمْ شَحْنَاءُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، فَلَمَّا بَلَغَ بَنِي وَلِيعَةَ اسْتَقْبَلُوهُ لِيَنْظُرُوا مَا فِي نَفْسِهِ، فَخَشِيَ الْقَوْمَ فَرَجَعَ إِلَى رَسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: إِنَّ بَنِي وَلِيعَةَ أَرَادُوا قَتْلِي، وَمَنَعُونِي الصَّدَقَةَ فَلَمَّا بَلَغَ بَنِي وَلِيعَةَ الَّذِي قَالَ الْوَلِيدُ: عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَتَوْا رَسُولَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، لَقَدْ كَذَبَ الْوَلِيدُ، وَلَكِنْ كَانَتْ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ شَحْنَاءُ، فَخَشِينَا أَنْ يُعَاقِبَنَا بِالَّذِي كَانَ بَيْنَنَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَيَنْتَهِيَنَّ بَنُو وَلِيعَةَ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا عِنْدِي كَنَفْسِي يَقْتُلُ مُقَاتِلَتَُمْه وَيَسْبِي ذَرَارِيَّهُمْ، وَهُوَ هَذَا» ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى كَتِفِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: وَأَنْزَلَ اللَّهُ فِي الْوَلِيدِ: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ} [الحجرات: ۶]

▶️ مختصر ترجمه : حضرت نبی خاتم ص ولید بن عقبه را به سوی قبیله بنی ولیعه فرستاد ..ولید بن عقبه برگشت وگفت که ان قبیله قصد داشتند مرا بکشد ..  سپس پیامبر اکرم  ص فرمودند: «بايد بنو وليعة از اين شيوه دست بردارند، در غير اين صورت “” مردى را به سوى آنان روانه مى ‏كنم كه مانند خودم است “” وى در ميان آنان امر من را به اجرا درآورد، مبارزانش را مى ‏كشد و فرزندانشان را به اسارت مى ‏گيرد و او این مرد است سپس دستش را گذاشت روی شانه مولا علی ع و گفت خداوند در حق ولید نازل کرد {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ} [الحجرات: ۶]

📚 المعجم الأوسط ج ۴ ص ۱۳۳ رقم ۳۷۹۷  الناشر: دار الحرمين – القاهرة

هردو روایت از نظر سندی اشکالی ندارد و صحیح میباشد

💯 بررسی رجال روایت نسائی:

۱⃣ عباس بن محمد :

▶️ ذهبی درباره ی وی مینویسد :

الإمام، الحافظ، الثقة، الناقد

📚 سير أعلام النبلاء ج ۱۲ ص ۵۲۲ رقم ۱۹۹ الناشر : مؤسسة الرسالة

۲⃣ احوص بن جواب : از رواة صحيح مسلم

▶️ مزی درباره وی مینویسد:

يعقوب بْن شيبة، عَن يحيى:  ثقه . وقال أبو حاتم: صدوق

📚 تهذيب الكمال في أسماء الرجال ج ۲ ص ۲۸۹ الناشر: مؤسسة الرسالة

ذهبی درباره وی مینویسد : صدوق

📚 الكاشف ج ۱ ص ۲۲۹ رقم ۲۳۸ الناشر: دار القبلة

۳⃣ يونس بن أبي إسحاق از رواة صحیح مسلم:

◀️ ذهبی درباره وی مینویسد:

۳۸۹ – يونس بن أبي إسحاق السبيعي (م على) :
ثقة

📚ذكر أسماء من تكلم فيه وهو موثق ج ۱ ص ۲۰۴ رقم ۳۸۹ الناشر: مكتبة المنار

◀️ مزی نیز  مینویسد :

وَقَال إسحاق بْن منصور  وأحمد بْن سعد بْن أَبي مريم وعثمان بْن سَعِيد الدارمي ، عَن يحيى بْن مَعِين: يونس بْن أَبي إسحاق ثقة.
وَقَال النَّسَائي: ليس به بأس.

وذكره ابنُ حِبَّان في كتاب “الثقات”

📚 تهذيب الكمال في أسماء الرجال ج ۳۲ ص  ۴۹۲ الناشر: مؤسسة الرسالة

۴⃣ أبي إسحاق : از رواة صحیح بخاری و مسلم

◀️ ذهبی درباره وی مینویسد :

وهو: ثقة، حجة بلا نزاع. (او ثقه و حجت است بدون نزاع)

📚 سير أعلام النبلاء ج ۵ ص ۳۹۴ الناشر : مؤسسة الرسالة

۵⃣ زيد بن يثيع : ذهبی مینویسد :
وثق (توثیق شده است)

📚 الكاشف ج ۱ ص ۴۱۹ رقم ۱۷۵۹ الناشر: دار القبلة

◀️ ابن حجر عسقلانی درباره وی مینوسد :

وذكره ابن حبان في الثقات. قلت وقال العجلي كوفي تابعي ثقة

📚 تهذيب التهذيب ج ۳ ص ۴۲۸ الناشر: مطبعة دائرة المعارف النظامية

◀️ ابن حجر در کتاب دیگرش نیز درباره وی مینویسد:

ثقة مخضرم (مخضرم یعنی کسی که دوران جهالت و اسلام را درک کرده است)

📚 تقريب التهذيب ج ۱ ص ۲۲۵ رقم ۲۱۶۰ الناشر: دار الرشيد

۶⃣ أبي ذر : صحابی جلیل القدر

💯 بررسی رجال روایت طبرانی :

۱⃣ علي بن سعيد الرازی :

▶️ مسلمة بن قاسم درباره وی گفته است: كان ثقة عالما بالحديث

📚 إرشاد القاصي والداني إلى تراجم شيوخ الطبراني ج ۱ ص ۴۳۱ الناشر: دار الكيان – الرياض، مكتبة ابن تيمية – الإمارات

▶️ البانی نیز درباره وی مینویسد که حدیث او از حسن پایین نمی اید :
وأما علي بن سعيد فهو حافظ معروف مترجم في ” الميزان ” و” اللسان ” وغيرهما وفيه كلام يسير لا ينزل به حديثه عن مرتبة الحسن.

📚 سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها ج ۴ ص ۶۵۰ الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع

۲⃣ حسين بن عيسى بن ميسرة

▶️ ابن ابی حاتم مینویسد که از پدرم درباره وی سوال کردم و او گفت وی صدوق است

الحسين بن عيسى بن ميسرة الحارثي ..
روى عنه أبي.
سئل أبي عنه فقال: صدوق

📚الجرح والتعديل ج ۳ ص ۶۰ رقم ۲۷۲ الناشر: طبعة مجلس دائرة المعارف العثمانية

۳⃣ عبد الله بن عبد القدوس :

▶️ علاء الدين مغلطاي مینویسد :
قال البخاري في ” التاريخ “: هو في الأصل صدوق

▶️ ابن حبان هم نام او را در ثقات می اورد :

۸۹۴۷ – عَبْد اللَّهِ بْن عبد القدوس التَّمِيمِي الرَّازِيّ من أهل الرّيّ يروي عَن الْأَعْمَش وَابْن أبي خَالِد روى عَنهُ سعيد بن سُلَيْمَان وَابْن حميد

📚 الثقات ج ۷ ص ۴۸ رقم ۸۹۴۷ الناشر: دائرة المعارف العثمانية

۴⃣ الأعمش (راوی صحیح بخاری ومسلم)

▶️ مزی درباره وی مینویسد :

وَقَال مُحَمَّد بْن عَبد اللَّهِ بْن عمار الموصلي  : ليس فِي المحدثين أثبت من الأعمش
وَقَال أَحْمَد بْن عَبد الله العجلي  : كان ثقة ثبتا فِي الحديث
وَقَال إسحاق بْن منصور  ، عَن يحيى بْن مَعِين: الأعمش ثقة.
وَقَال النَّسَائي: ثقة ثبت.

📚 تهذيب الكمال في أسماء الرجال ج ۱۲ ص ۸۷ و۸۹ الناشر: مؤسسة الرسالة

۵⃣ موسى بن المسيب

▶️ ابن حجر می نویسد «موسی بن المسیب صدوق هست و به سخن ازدی در تضعیف وی توجهی نمیشود» :

موسى ابن المسيب أو السائب الثقفي أبو جعفر الكوفي البزاز صدوق لا يلتفت إلى الأزدي في تضعيفه

📚 تقريب التهذيب ج ۱ ص ۵۵۴ رقم ۷۰۱۴ الناشر: دار الرشيد

▶️ ابن حجر در کتاب دیگرش می نویسد :

وقال أبو حاتم صالح الحديث وذكره بن حبان في الثقات وقال يعقوب بن سفيان لا بأس به.

📚 تهذيب التهذيب ج ۱۰ ص ۳۷۳ الناشر: مطبعة دائرة المعارف النظامية

۶⃣ سالم بن أبي الجعد (راوی صحیح بخاری و مسلم)

◀️ ذهبی درباره وی مینویسد :

أحد الثقات.

📚 سير أعلام النبلاء ج ۵ ص ۱۰۸ رقم ۴۴ الناشر : مؤسسة الرسالة

۷⃣جابر بن عبد الله الأنصاري :

صحابی جلیل القدر

💯 علاوه بر این دو روایت صحیح الاسناد ، حاکم نیشابوری یک روایت صحیح السند از عبد الرحمن بن عوف در این زمینه نقل کرده و در انتها روایت را تصحیح السندی کرده است ما هم بخاطر همین تصحیح سندی توسط حاکم فقط ان روایت را نقل میکنیم و بررسی سندی نمیکنیم گرچه سندش در بررسی که انجام دادیم صحیح بود..

◀️ ۲۵۵۹ – أخبرنا أبو عبد الله محمد بن عبد الله الزاهد الأصبهاني، ثنا أحمد بن مهران بن خالد الأصبهاني، ثنا عبيد الله بن موسى، ثنا طلحة بن خير الأنصاري، عن عبد المطلب بن عبد الله، عن مصعب بن عبد الرحمن، عن عبد الرحمن بن عوف رضي الله عنه، قال: ” افتتح رسول الله صلى الله عليه وسلم مكة ثم انصرف إلى الطائف فحاصرهم ثمانية أو سبعة، ثم أوغل غدوة أو روحة، ثم نزل ثم هجر ثم قال: «أيها الناس، إني لكم فرط، وإني أوصيكم بعترتي خيرا موعدكم الحوض، والذي نفسي بيده، لتقيمن الصلاة، ولتؤتون الزكاة، أو لأبعثن عليكم رجلا مني، أو كنفسي فليضربن أعناق مقاتلیهم، وليسبين ذراريهم» قال: فرأى الناس أنه يعني أبا بكر أو عمر فأخذ بيد علي فقال: «هذا هذا»

حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه ”

⬅️ مختصر ترجمه : ایها الناس من شما را به عترتم توصیه میکنم …مردى را به سوى آنان روانه مى ‏كنم كه  از من و مانند خودم است ، وى در ميان آنان امر من را به اجرا درآورد، مبارزانش را مى ‏كشد و فرزندانشان را به اسارت مى ‏گيرد
عبدالرحمن بن عوف میگوید مردم نگاه کردند که ایا مقصود نبی خاتم ص ابوبکر است یا عمر ، اما نبی خاتم ص دست علی را گرفت و گفت این است (آن فرد) ،این است

📚 المستدرك على الصحيحين ج ۲ ص ۱۳۱ رقم ۲۵۵۹ الناشر: دار الكتب العلمية

Print Friendly