در کتب شیعه و سنی به صورت متواتر نقل شده است که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند:

الحَسَنُ وَ الحُسَینُ سَیِّدا شَبَابِ اَهلِ الجَنَّة.

حسن و حسین علیهم السلام سید و بزرگ جوانان اهل بهشت هستند.

مخالفین مذهب اهلبیت علیهم السلام وقتی این فضیلت را برای ائمه ی شیعه مشاهده کردند تصمیم گرفتند مانند این روایت را برای خلفایشان جعل کنند و این روایت را ساختند که ابوبکر و عمر سید و سرور پیران اهل بهشت هستند!

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ» .

رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: این دو نفر(ابوبکر و عمر) سرور و سید پیران اهل بهشت از اول تا آخر غیر از انبیا و رسولان هستند.

فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۱۷۷٫

نقد متن روایت:

این روایت میگوید ابوبکر و عمر سید و سرور پیران اهل بهشت هستند در حالی که در بهشت پیر وجود ندارد.

در صحیح الترغیب از کتب اهل سنت امده است:

۳۶۹۹ – (۷) [صحيح] ورواه أيضاً من حديث أبي هريرة. وقال: “غريب”، ولفطه: قال رسولُ الله – صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -:
“أهلُ الجنَّة جرْدٌ مرْدٌ كُحْلٌ، لا يَفْنى شبَابُهم، ولا تَبْلى ثِيابُهم”.

اهل بهشت بدنى كم مو و چهره اى بى مو و چشمانى سرمه كشيده دارند. جوانى شان از بين نمى رود و جامه هايشان فرسوده نمى شود.

صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب جلد ۳ صفحه ۴۹۱٫بنابراین این امر ثابت است که در بهشت پیر وجود ندارد و همه ی اهل بهشت جوان هستند و جعلی بودن روایت سید پیران اهل بهشت اثبات میشود.

بعضی از علمای اهل سنت و وهابیت برای رفع این اشکال دست به تاویلی بدون دلیل زده اند و ادعا کرده اند منظور این روایت این است که ابوبکر و عمر سرور کسانی هستند که در پیری از دنیا رفته اند!!!

پاسخ به این تاویل:

این تاویل نمیتواند صحیح باشد زیرا اگر منظور از روایت این بود حضرت باید صریحا میفرمودند:

هَذَانِ سَيِّدَا مَنْ مَاتَ كَهْلًا مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَدَخَلَ الْجَنَّةَ

این دو نفر سید مسلمینی هستند که در پیری از دنیا رفته اند و وارد بهشت میشوند زیرا در روایت مورد بحث صریحا امده:سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ یعنی پیران بهشت!!! و این تاویل که منظور کسانی هستند که در زمان زندگی شان پیر بودند بسیار بعید است.

چند مثال عقلی و واضح:

۱- زمانی که گفته میشود جوانان اداره ی آموزش و پروش فلان ناحیه به یک اردو چند روزه دعوت هستند ایا میتوان برداشت کرد منظور کسانی هستند که زمانی در آن اداره بودند و آن زمان جوان بودند؟

یا زمانی که گفته شود اردو برای پیران آن اداره است ایا میتوان برداشت کرد منظور کسانی هست که در گذشته در این اداره شاغل بودند و پیر بودند؟ یا خیر.منظور افراد  پیری هستند که هنوز کارمندان آن اداره هستند؟

۲-وقتی گفته میشود پیران جامعه ، میتوان برداشت کرد منظور کسانی هستند که زمانی در کشور پیر بودند و الان مرده اند؟

به هیچ عنوان این تاویل صحیح نمی تواند باشد.

در واقع این حدیث تحمل چنین تاویلی را ندارد.

لذا این تاویل نیز به هیچ عنوان صحیح نمی باشد.

_____________________________________________

نکته ی دیگر که باید مورد توجه قرار داد این است که اگر بخواهیم روایت سیدا کهول اهل الجنة را حمل کنیم بر آنان که در زمان پیری از دنیا رفته اند باید روایت سیدا شباب اهل الجنة نیز حمل شود بر کسانی که در زمان جوانی از دنیا رفته اند!!!

در اینصورت قابل توجه است که بدانید امام حسین علیه السلام نیز در سنین پیری از دنیا رفتند (۵۷ سالگی) و ابوبکر در سن ۶۱ سالگی از دنیا رفته است.

یعنی هم امام حسین علیه السلام و هم ابوبکر در سنین پیری از دنیا رفته اند حال چگونه است که پیامبر ص فرموده امام حسین ع که در سنین پیری از دنیا رفتند سید جوانان اهل بهشت هستند؟

طبق منطق مخالفین مذهب اهلبیت علیهم السلام که میگویند منظور روایت سیدا کهول این است که منظور افرادی است که در پیری از دنیا رفته اند این مشکل پیش می اید.
_____________________________________________

ممکن است گفته شود این روایت از پیامبر صلی الله علیه و آله در زمانی صادر شده که امام حسین علیه السلام کمتر از ۸ سال داشتند پس منظور سید کسانی است که در جوانی از دنیا رفته اند!!!

پاسخ:

این شبهه نیز باطل است.

زیرا به شخصی که زیر ۸ سال سن دارد جوان نمیگویند بلکه میگویند کودک و نونهال!!!!

یعنی به کسی که زیر ۸ سال سن دارد جوان نمی گویند!!!

پس این ادعا نیز باطل است.

_____________________________________________

ممکن است وهابیون شبهه کنند که آیا طبق این روایت حضرت امام حسن و امام حسین علیه السلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها نیز افضل هستند؟

پاسخ:

در پاسخ به این شبهه باید گفت که اولا عقیده ی شیعه این است که حضرت رسول الله صلی الله علیه و اله از ائمه افضل هستند.همچنین حضرت علی علیه السلام نیز از بقیه ی ائمه علیهم السلام افضل است.

و چون برای این افضلیت دلیل از روایات وجود دارد روایت مورد بحث تخصیص میخورد به این که حضرت امام حسن و امام حسین علیهم السلام سید و سرور همه ی اهل بهشت غیر از رسول الله ص و حضرت علی ع و حضرت فاطمه زهرا س هستند.

يعني رواياتی وجود دارد مبنی بر اینکه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله سید جمیع انسان ها هستند لذا روایت سیدا شباب اهل الجنة تخصیص میخورد به سید بود امام حسین و امام حسن علیهم السلام بر جمیع امت غیر از رسول الله ص و این تخصیص خوردن است و امری مشهور.

ثانیا طبق روایات دیگری امده است که حضرت علی علیه السلام از امام حسن و امام حسین علیهم السلام افضل است:

حاکم در مستدرک با سند صحیح اورده است:

۴۷۷۹ – حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ عَمْرُو بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ الْعَدْلُ، ثنا السَّرِيُّ بْنُ خُزَيْمَةَ، ثنا عُثْمَانُ بْنُ سَعِيدٍ الْمُرِّيُّ، ثنا عَلِيُّ بْنُ صَالِحٍ، عَنْ عَاصِمٍ، عَنْ زِرٍّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَأَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا» هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ بِهَذِهِ الزِّيَادَةِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ وَشَاهِدَهُ ”

[التعليق – من تلخيص الذهبي] ۴۷۷۹ – صحيح

مستدرک علی الصحیحین جلد ۳ صفحه ۱۸۲٫

بنابراین شبهه رد میشود و معنی میشود سیادت امام حسن و امام حسین علیهم السلام بر افرادی غیر از رسول الله ص و حضرت علی ع .

____________________________________

بررسی سند روایت سیدا کهل اهل الجنة:

طریق اول:

۹۳ – حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ بِالْكُوفَةِ سَنَةَ ثَلَاثِينَ وَمِائَتَيْنِ قثنا الْمُحَارِبِيُّ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ، عَنْ زُبَيْدٍ الْيَامِيِّ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ، عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: كُنْتُ جَالِسًا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذْ أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِمَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «يَا عَلِيُّ، هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ» ، ثُمَّ قَالَ: «يَا عَلِيُّ، لَا تُخْبِرْهُمَا» .

فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۱۲۳٫

اشکالات این طریق:

۱- عبد الرحمن بن محمد المحاربي

اين راوی (یعنی محاربی که روایت را از اسماعیل بن ابی خالد نقل کرده است) عبدالرحمن بن محمد المحاربی است که مدلس است.

ابن حجر عسقلانی نام این راوی را در طبقه ی سوم مدلسین می اورد که حتما باید تصریح به سماع کنند وگرنه روایتشان مورد قبول واقع نمیشود:

(۸۰) ع عبد الرحمن بن محمد المحاربي محدث مشهور من طبقة عبد الله بن نمير وصفه العقيلي بالتدليس

[التعليق]
المرتبة الثالثة

عبدالرحمن بن محمد المحاربی محدیث مشهور ، از طبقه ی عبدالله بن نمیر است. عقیلی او را به تدلیس وصف کرده است.

طبقات المدلسین صفحه ۴۰٫

ابن حجر در مقدمه همین کتاب در تعریف طبقه سوم مدلسین میگوید:

«من أكثر من التدليس فلم يحتج الائمة من أحاديثهم الا بما صرحوا فيه بالسماع»

یعنی: کسیکه تدلیس زیادی داشته باشد ، ائمه حدیثی به روایاتش احتجاج نمیکنند مگر اینکه تصریح در سماع کند

مقدمه ی طبقات المدلسین

و عبدالرحمن بن عمر در این طریق تصریح به سماع نکرده است و عبارت را بال لفظ «عن» یعنی به صورت معنعن نقل کرده است.

بنابراین این طریق ضعیف است.

۲- دومین اشکال این سند مرسل بودن سند است.

عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ، عَنْ عَلِيٍّ

ملاحظه میکنید که شعبی راوی بعد از شعبی مشخص نیست!!!

لذا سند مرسل است.

عثمان الخمیس از محققین مشهور مخالفین در یکی از فتاوای خود مراسیل شعبی را ضعیف دانسته است:

الشعبى لم يدرك عليا ومراسيله ليست صحيحة على المشهور من أقوال أهل العلم

شعبي حضرت علي عليه السلام را درک نکرده است و مرسل های شعبی طبق سخن مشهور بین اهل علم صحیح نیست.

فتاوی الشيخ عثمان الخميس جلد ۱ صفحه ۲۴۵٫

بنابراین این طریق ضعیف است.

______________________________

طریق دوم:

۱۲۹ – حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ الْفَضْلُ بْنُ صَالِحٍ الْهَاشِمِيُّ، فِي جُمَادَى سَنَةَ تِسْعٍ وَتِسْعِينَ وَمِائَتَيْنِ، قثنا هَدِيَّةُ بْنُ عَبْدِ الْوَهَّابِ قثنا مُحَمَّدُ بْنُ كَثِيرٍ قثنا الْأَوْزَاعِيُّ، عَنْ قَتَادَةَ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ جَالِسًا إِذْ أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ» .

فضائل الصحابه احمد بن حنبل صفحه ۱۴۸٫

اشکالات این طریق:

۱-مُحَمَّدُ بْنُ كَثِيرٍ

اين راوی از نظر احمد بن حنبل به شدت ضعیف است:

۵۱۰۹ – ذكر أبي مُحَمَّد بن كثير المصِّيصِي فضعفه جدا

محمد بن کثیر نزد احمد بن حنبل یاد شد پس او را به شدت تضعیف کرد.

العلل ومعرفة الرجال جلد ۳ صفحه ۲۵۱٫

همچنین ابن حجر عسقلانی در مورد او میگوید کثیر الغلط است:

۶۲۵۱- محمد ابن كثير ابن أبي عطاء الثقفي الصنعاني أبو يوسف نزيل المصيصة صدوق كثير الغلط

تقریب التهذیب صفحه ۵۰۴٫

به همین دلیل نیز محققی مثل البانی صریحا میگوید سندی که این راوی در آن است ضعیف است به خاطر غلط های بسیار این راوی:

إسناده: حدثنا محمد بن يحيى بن فارس: ثنا محمد بن كثير … قلت: وهذا إسناد ضعيف، رجاله ثقات رجال البخاري؛ غير محمد بن كثير- وهو أبو يوسف الثقفي الصنعاني نزيل المصيصة-، قال الحافظ في ” التقريب “: ” صدوق كثير الغلط “.

من (البانی) میگویم این سند ضعیف است.رجال سند همگی ثقه و از رجال صحیح بخاری هستند غیر از محمد بن کثیر صنعانی که که ابن حجر در مورد او گفته است راستگو بود اما زیاد اشتباه میکند.

ضعیف ابی داود جلد ۱ صفحه ۳۸۳٫

۲- اشکال دوم نیز تدلیس قتاده است.

ابن حجر عسقلاني نام او را در طبقه ی سوم مدلسین می اورد:

(۹۲) ع قتادة بن دعامة السدوسي البصري صاحب أنس بن مالك رضي الله تعالى عنه كان حافظ عصره وهو مشهور بالتدليس وصفه به النسائي وغيره

طبقات المدلسین صفحه ۴۳٫
لذا چون تصریح به سماع نکرده است نمیتوان به حدیثش اعتماد کرد.

بنابراین این طریق به علت ضعیف راوی (محمد بن کثیر) و تدلیس قتاده ضعیف است.

______________________________

طریق سوم:

۱۴۱ – حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي وَهْبُ بْنُ بَقِيَّةَ الْوَاسِطِيُّ قثنا عُمَرُ بْنُ يُونُسَ الْيَمَامِيُّ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زَيْدِ بْنِ حَسَنٍ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَقَالَ: «يَا عَلِيُّ، هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَشَبَابُهَا بَعْدَ النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ» .

فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۱۵۸٫

اشکالات این طریق:

الْحَسَنِ بْنِ زَيْدِ بْنِ حَسَنٍ

اين راوی با جرح های علمای اهل سنت مواجه شده است:
وقال يحيى: ضعيف الحديث.
وقال ابن عدي: أحاديثه معضلة، وأحاديثه عن أبيه أنكر مما روى عن عكرمة.ميزان الاعتدال في نقد الرجال جلد ۱ صفحه ۴۹۲٫مورد مهمتر این است که هیچ یک از علمای متقدم علم رجال اهل سنت این راوی را توثیق نکرده اند به جر این سعد!!

و ابن سعد از متساهلین شمرده می شود.

علامه معلمی در تنکیل میگوید ابن سعد مانند عجلی و ابن حبان در توثیق کردن مجهولان است:

والعجلي قريب منه في توثيق المجاهيل من القدماء، وكذلك ابن سعد

التنكيل بما في تأنيب الكوثري من الأباطيل جلد ۱ صفحه ۲۵۵٫

البانی نيز در مورد او میگوید:

• ابن سعد رحمه الله : فيه شيء من التساهل

ابن سعد: در او چیزی از تساهل است.

سؤالات أبي الحسن المأربي للعلامة المحدث الألباني صفحه ۱۴٫

والبانی در جایی دیگر میگوید توثیقات ابن سعد بر راویان اگر معارض داشته باشد پذیرفته نمی شود:

السائل : هنا سؤال حول توثيق بعض الأئمّة وأريد أن أعرف حالهم من جهة التشدّد والتّساهل والإعتدال ، مثلا ابن سعد في الطّبقات هل هو متساهل ؟
الشيخ : بالنّسبة لبعض الأئمّة متساهل .
السائل : بالنّسبة لبعض الأئمّة ؟
الشيخ : متساهل .
السائل : طيب إذا انفرد بترجمة وليس فيها إلا توثيق ابن سعد ماذا نحكم على توثيقه ؟
الشيخ : نقبله مادام ليس له معارض .

سوال کننده: ایا ابن سعد متساهل است؟
البانی:به نسبت بعضی از ائمه بله.
سوال کننده: به نسبت برخی از ائمه؟
البانی:متساهل
سوال کننده: خوب.اگر در ترجمه ی یک راوی در توثیق انفراد داشت حکم آن چیست؟
البانی:پذیرفته می شود اگر معارض نداشته باشد.

http://alalbany.me/play.php?catsmktba=12922

و در مورد این راوی چون توثیق ابن سعد معارض همچون تضعیف یحیی بن معین دارد لذا توثیق ابن سعد پذیرفته نمی شود و چون این راوی توثیق دیگری از متقدمین ندارد لذا ضعیف است و حدیثش پیرفته نمیشود.

ممکن است کسی بگوید ابن حجر عسقلانی در مورد این راوی گفته است صدوق!!!

در پاسخ میگوییم:

اولا ابن حجر عسقلانی از متقدمین نیست و چیزی که متقدمین متوجه نشده اند را چگونه ابن حجر متاخر متوجه شده است؟ لذا سخن ابن حجر قابل قبول نیست.

ثانیا خود ابن حجر گفته است این راوی دچار وهم میشده است.

در مجموع این طریق نیز ضعیف است.
نکته ی دیگر نیز این است که متن این طریق نیز با روایات دیگر در تضاد است زیرا امده است ابوبکر و عمر سید پیران و جوانان بهشت هستند در حالی که طبق روایات متواتر امام حسن و امام حسین ع سید جوانان بهشت هستند.

____________________________________

طریق چهارم:

۱۸۰ – حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قثنا أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ قثنا شَرِيكٌ، عَنْ فِرَاسٍ، عَنْ عَامِرٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ» .

فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۱۷۷٫

اشکال این طریق:

عامر الشعبی در این سند است که سند را به صورت مرسل از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل کرده است لذا این طریق نیز ضعیف است.

___________________________________

طریق پنجم:

۱۹۶ – حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ دَاوُدَ قثنا ابْنُ أَبِي مَرْيَمَ قثنا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي خَالِدٍ، عَنْ عَامِرٍ الشَّعْبِيِّ، عَنِ الْحَارِثِ، عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ فَقَالَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ إِلَّا النَّبِيِّينَ» .

فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۱۸۵٫

اشکالات این طریق:

الحارث بن عبد الله الأعور الهمدانى در این سند وجود دارد که بعضی علمای اهل سنت او را کذاب معرفی کرده اند.

وَقَال مسلم بْن الحجاج: حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيد قال: حَدَّثَنَا جرير عن مغيرة، عن الشعبي قال: حَدَّثَنِي الحارث الأَعور الهمداني وكَانَ كذابا.

شعبي می گفت: از حارث حدیث نقل کردم در حالی که کذاب است.

تهذیب الکمال جلد ۵ صفحه ۲۴۶٫

ذهبی نیز در سیر اعلام النبلاء می اورد:

وَقَالَ ابْنُ مَعِيْنٍ أَيْضاً فِي رِوَايَةٍ ثَالِثَةٍ عَنْهُ: ضَعِيْفٌ.
وَكَذَا قَالَ: الدَّارَقُطْنِيُّ.
وَكَذَا قَالَ عَلِيُّ بنُ المَدِيْنِيِّ، وَأَبُو خَيْثَمَةَ: هُوَ كَذَّابٌ.

ابن معين و دارقطنی گفتند ضعیف است.
علی بن مدینی و ابوخثیمه گفتند: کذاب است.

سير أعلام النبلاء جلد ۴ صفحه ۱۵۳٫

و کذاب بودن جرح مفسر است و این طریق نیز ضعیف است.

____________________________________________

طریق ششم:

۲۰۰ – حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ بُنْدَارٌ قثنا سَالِمُ بْنُ قُتَيْبَةَ قثنا يُونُسُ بْنُ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» .

فضائل الصحابة احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۱۸۸ .

 

اشکالات این طریق:

۱- سلم بن قتيبه در این سند وجود دارد که به اعتراف ابی حاتم ، کثیر الوهم است یعنی بسیار دچار توهم می شده است!!!

وقال أبو حاتم: كثير الوهم، ليس به بأس.

میزان الاعتدال جلد ۲ صفحه ۱۸۶٫

عقیلی نیز را در کتاب الضعفا می اورد:

۶۸۰ – سَلْمُ بْنُ قُتَيْبَةَ أَبُو قُتَيْبَةَ الْبَاهِلِيُّ بَصْرِيٌّ

الضعفاء الكبير جلد ۲ صفحه ۱۶۶٫
۲-یونس بن ابی اسحاق در این سند است که مدلس است!!!

ابن حجر عسقلاني نام این راوی را در طبقات المدلسین می اورد:

 

(۶۶) م ۴ يونس بن أبي إسحاق عمرو بن عبد الله السبيعي

طبقات المدلسین صفحه ۳۷٫

و یونس تصریح به سماع نکرده است.

ممکن است شبهه شود که ابن حجر میگوید این راوی در طبقه ی دوم مدلسین است!!!

در پاسخ میگوییم عالم مشهور وهابیت محمد ناصر الدین البانی روایت معنعن راویان مدلس طبقه ی دوم را تضعیف میکند.

به عنوان مثال اعمش نیز در طبقه ی دوم مدلسین است. اما البانی در مورد روایت اعمش که تصریح به سماع نکرده است میگوید:

لأول: أن الأعمش موصوف بالتدليس، وقد عنعنه في جميع الروايات عنه، فذلك يمنع من تصحيح هذا الحديث

یعنی: الاعمش مدلس است و در تمام این روایات بطور معنعن نقل کرده است (یعنی تصریح به سماع نکرده) ، پس این موضوع مانع از تصحیح این حدیث میشود!

سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة جلد ۳ صفحه ۶۸٫

همچنین حسن بصری نیز از راویان طبقه ی دوم مدلسین است که باز چون تصریح به سماع نکرده است در یک روایت البانی و ارنووط روایاتش را تضعیف کردند.

البانی باز در کتاب «سلسله احادیث ضعیفه» در تعلیق بر روایتی حسن بصری در سند آن است میگوید:

وهذا إسناد ضعيف ، وله علتان : الأولى : الانقطاع بين الحسن وعثمان بن أبي العاص ، فإن الحسن وهو البصري مدلس ، ولم يصرح بسماعه من عثمان

یعنی: این سند ضعیف است و دو علت برایش هست. علت اول: انقطاع بین حسن و عثمان ، و حسن بصری مدلس بوده و تصریح به سماع از عثمان نکرده است!

سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة جلد ۴ صفحه ۴۳۲٫

ملاحظه میکنید که حسن بصری نیز که در طبقات مدلسین هم طبقه ی یونس بن ابی اسحاق است چون در روایتی تصریح به سماع نکرده است روایتش را تضعیف کرده اند.

لذا این طریق نیز ضعیف است.

_____________________________________

طریق هفتم:

۲۴۵ – حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْبَزَّازُ أَبُو يَحْيَى صَاعِقَةُ، ثِقَةٌ، قَالَ: أنا سَعِيدُ بْنُ سُلَيْمَانَ قثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي مُلَيْكَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: بَيْنَمَا أَنَا قَاعِدٌ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذْ طَلَعَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَقَالَ: «يَا عَلِيُّ، هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مَا خَلَا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ» .

فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۲۱۶٫

اشکالات این طریق:

مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي مُلَيْكَةَ در این سند وجود دارد.

بخاری در مورد این راوی میگوید منکر الحدیث و نسایی نیز میگوید متروک است.

وقال البخاري: منكر الحديث.
وقال النسائي: متروك الحديث.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال جلد ۳ صفحه ۶۱۹٫

لذا چون این راوی جرح مفسر دارد طریق ضعیف است.

__________________________________________

 

طریق هشتم:

۵۶۳ – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يُونُسَ قثنا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ جَبَلَةَ قثنا الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهِلَالِيُّ قَالَ: نا بُرَيْدُ بْنُ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ مَا خَلَا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ» .

فضائل الصحابة احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۳۷۷٫

اشكال اين طریق:

محمد بن یونس که در این سند است علی الظاهر محمد بن يونس بن موسى بن سليمان الکدیمی است که متهم به جعل حدیث است.

قالَ أَبُو أَحْمَد بن عَدِيّ: قد اتُّهم الكُدَيْميّ بوضع الحديث.
وقَالَ أَبُو حاتم بْن حبان: لعله قد وضع أكثر من ألف حديث.
وَقَالَ الدَّارَقُطْنيّ: كَانَ يتّهم بالوضع.
وَكَانَ موسى بن هَارُون الحَافِظ يَنْهَى النَّاس عن السَّماع من الكُدَيْميّ، وَقَالَ، وَهُوَ متعلق بأستار الكعبة: اللَّهُمَّ إني أشهدك أن الكُدَيْميّ كذاب يضع الحديث.

موسی بن هارون حافظ مردم را از سماع از کدیمی نهی میکرد و او در حالی که پوشش کعبه را گرفته بود میگفت: خدایا من شهادت میدهم که کدیمی دروغگو و جاعل حدیث است.

تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام جلد ۶ صفحه ۸۳۳٫

بنابراین این طریق نیز ضعیف است.

_____________________________________________

طریق نهم:

۶۰۹ – حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ قثنا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ، نا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ قَالَ: آخَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَيْنَ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ، فَأَقْبَلَ أَحَدُهُمَا آخِذًا بِيَدِ صَاحِبِهِ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى سَيِّدَيْ كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ، فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَيْنِ الْمُقْبِلَيْنِ»

فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد ۱ صفحه ۳۹۹٫

اشکال این طریق:

شعبی به صورت مرسل از رسول الله ص نقل کرده است که مرسل شعبی از نظر مشهور اهل سنت ضعیف است.

عثمان الخمیس از محققین مشهور مخالفین در یکی از فتاوای خود مراسیل شعبی را ضعیف دانسته است:

الشعبى لم يدرك عليا ومراسيله ليست صحيحة على المشهور من أقوال أهل العلم

شعبي حضرت علي عليه السلام را درک نکرده است و مرسل های شعبی طبق سخن مشهور بین اهل علم صحیح نیست.

فتاوی الشيخ عثمان الخميس جلد ۱ صفحه ۲۴۵٫

بنابراین این طریق ضعیف است.

______________________________

 

طریق دهم:

۱۰۰ – حَدَّثَنَا أَبُو شُعَيْبٍ صَالِحُ بْنُ الْهَيْثَمِ الْوَاسِطِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْقُدُّوسِ بْنُ بَكْرِ بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنْ عَوْنِ بْنِ أَبِي جُحَيْفَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ»

سنن ابن ماجة جلد ۱ صفحه ۳۸٫

 

اشکال این طریق:

در این سند عبدالقدوس بن بکیر بن خنیس از مالک بن مغول حدیث را نقل کرده است.

اما همین سند را طبرانی در معجم الاوسط می اورد و میگوید:

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْعَبَّاسِ الْبَجَلِيُّ الْكُوفِيُّ، قَالَ: نا زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى الأَكْفَانِيُّ، قَالَ: نا خُنَيْسُ بْنُ بَكْرِ بْنِ خُنَيْسٍ، قَالَ: نا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنْ عَوْنِ بْنِ أَبِي جُحَيْفَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ K: ” أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ، مَا خَلَا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ “. لَمْ يَرْوِ هَذَا الْحَدِيثَ عَنْ مَالِكٍ إِلَّا خُنَيْسٌ، تَفَرَّدَ بِهِ: زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى، وَلا يُرْوَى عَنِ ابْنِ أَبِي جُحَيْفَةَ إِلا بِهَذَا الإِسْنَادِ

المعجم الأوسط جلد ۴ صفحه ۲۷۲٫

ملاحظه میکنید که طبرانی راوی روایت از مالک بن مغول را خنیس بن بکر می اورد ولی ابن ماجه عبدالقدوس بن بکر اورده است!!!

و طبرانی صریحا میگوید این روایت را فقط خنیس از مالک بن مغول نقل کرده است لذا روایت ابن ماجه در سندش ایراد وجود دارد.

همچنین البانی نیز در کتاب خودش میگوید ابن ماجه این روایت را از طریق خنیس بن بکر نقل کرده است نه عبدالقدوس!!!

وأما حديث أبو جحيفة، فيرويه خنيس بن بكر بن خنيس حدثنا مالك بن مغول عن عون بن أبي جحيفة عن أبيه به. أخرجه ابن حبان (۲۱۹۲) وكذا ابن ماجه (۱ /
۵۱)

اما حدیث ابی جحیفه، پس آن را خنیس بن بکر بن خنیس از مالک بن مغول نقل کرده اند همانطور که ابن حبان و ابن ماجه نقل کرده است.

سلسلة الأحاديث الصحيحة جلد ۲ صفحه ۴۷۰٫

لذا عبدالقدوس بن بکر در سند اشتباه است و خنیس بن بکر بن خنیس صحیح است.

و خنیس بن بکر بن خنیس نیز ضعیف است.فقط ابن حبان نامش را در الثقات اورده است که ابن حبان نیز به شهادت خود علمای اهل سنت ، متساهل است.

و اما ضعیف بودن خنیس بن بکر به اعتراف سایت وهابی اسلام ویب:

http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=16565

حتي اگر فرض کنیم عبدالقدوس بن خنیس نیز روایت را نقل کرده است باز ایرادی وارد نیست و خود وهابیون اعتراف کرده اند که این راوی نیز ضعیف است:

http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4603

هرچند اثبات کردیم این روایت در واقع توسط عبدالقدوس بن بکر نقل نشده است.

_________________________________

طریق یازدهم:

۳۶۶۵ – حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ حُجْرٍ، قَالَ: أَخْبَرَنَا الوَلِيدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمُوقَرِيُّ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الحُسَيْنِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، قَالَ: كُنْتُ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذْ طَلَعَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الجَنَّةِ مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ إِلاَّ النَّبِيِّينَ وَالمُرْسَلِينَ، يَا عَلِيُّ لاَ تُخْبِرْهُمَا.

سنن الترمذی جلد ۶ صفحه ۵۲٫

اشکال این طریق:

در این سند الوَلِيدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمُوقَرِيُّ وجود دارد که متروک الحدیث است.

قال النسائي: متروك الحديث.
قال أبو حاتم: ضعيف الحديث.
كذبه يحيى بن معين.

میزان الاعتدال جلد ۴ صفحه ۳۴۶٫

 

بنابراین این طریق نیز ضعیف است.

_______________________________________

طریق دوازدهم:

۱۴۱۹ – حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ، ثنا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُبَيْدَةَ، أَخْبَرَنِي أَبُو مُعَاذٍ، عَنْ خَطَّابٍ أَوْ أَبِي خَطَّابٍ، عَنْ عَلِيٍّ، قَالَ: بَيْنَا أَنَا جَالِسٌ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذْ أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَقَالَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ. إِلَّا مَا كَانَ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ. وَلَا تُخْبِرْهُمَا» .

السنة لابن ابي عاصم جلد ۲ صفحه ۶۱۷٫

اشکال این طریق:

مُوسَى بْنِ عُبَيْدَةَ

در مورد این راوی گفته شده است:

قال أحمد: لا يكتب حديثه.
وقال النسائي وغيره: ضعيف.
وقال ابن عدي:
الضعف على رواياته بين.
وقال ابن معين: ليس بشئ.
وقال – مرة: لا يحتج بحديثه.

میزان الاعتدال جلد ۴ صفحه ۲۱۳٫

و قال الساجى : منكر الحديث

تهذيب التهذيب جلد ۱۰ صفحه ۳۵۹٫

لذا این طریق نیز ضعیف است.

____________________________________

طریق سیزدهم:

۴۹۰ – حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ زِيَادٍ الْأَيْلِيُّ، قَالَ: نا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُنْكَدِرِ، عَنْ جَابِرٍ، قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ: كُنْتُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ، وَعُمَرُ فَقَالَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ، لَا تُخْبِرْهُمَا يَا عَلِيُّ» . وَهَذَا الْحَدِيثُ لَا نَعْلَمُهُ يُرْوَى عَنْ جَابِرٍ، عَنْ عَلِيٍّ إِلَّا مِنْ هَذَا الْوَجْهِ بِهَذَا الْإِسْنَادِ

مسند البزار جلد ۲ صفحه ۱۳۲٫

اشکالات این طریق:

۱-عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ

مجهول الحال

http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=41933

۲- پدر راوی قبلی =عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ

قال أبو داود وهو عندي منكر الحديث
وذكره الساجي والعقيلي، وَابن الجارود في الضعفاء.
ضعفه الدارقطني.
روى عباس عن يحيى: ليس بشيء.

لسان المیزان جلد ۵ صفحه ۸۰٫

لذا این طریق نیز ضعیف است.

______________________________

طریق چهاردهم:

۱۶۸۳ – حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ زِيَادُ بْنُ أَيُّوبَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّنَافِسِيُّ ابْنُ أُخْتِ يَعْلَى بْنِ عُبَيْدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَبُو مُحَمَّدٍ مَوْلَى بَنِي هَاشِمٍ وَكَانَ ثِقَةً قَالَ: حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ مُعَاوِيَةَ، عَنْ عَاصِمٍ، عَنْ ذَرٍّ، عَنْ [ص:۹۶۳] عَلِيٍّ، قَالَ: إِنِّي لَجَالِسٌ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيْسَ مَعَنَا أَحَدٌ مِنَ الْبَشَرِ إِذْ أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا يَمْشِيَانِ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا آخِذٌ بِيَدِ صَاحِبِهِ فَقَالَ لِي: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ، لَا تُخْبِرْهُمَا يَا عَلِيُّ» فَمَا أَخْبَرْتُهُمَا، وَلَوْ كَانَا حَيَّيْنِ مَا حَدَّثْتُ بِهِ

الكنى والأسماء الدولابی جلد ۳ صفحه۹۶۲٫

اشکال این طریق:

عاصم بن بهدلة

این راوی توثیقاتی دارد اما در عین حال در حفظ مشکل داشته و به قول معروف سیء الحفظ بوده است :

و قال أبو جعفر العقيلى : لم يكن فيه إلا سوء الحفظ .

در او چیزی نیست جز سوء حفظ.

و قال الدارقطنى : فى حفظه شىء .

لذا این راوی سیء الحفظ است و علمای اهل سنت گفته اند سی الحفظ بودن سبب رد شدن روایت میشود:

لا بد من التصريح بهذا أم يكفي مثلاً: صدوق يهم، ويكون هذا الكلام جرحًا مفسرًا؟
الجواب: (صدوق يهم) جرح مفسر، و (ليس بالقوي) جرح غير مفسر، و (ضعيف) جرح ليس مفسرًا، و (سيء الحفظ) جرح مفسر، و (منكر الحديث) جرح مفسر، و (مضطرب الحديث) كذلك جرح مفسر.

المقترح في أجوبة بعض أسئلة المصطلح صفحه ۱۰۱٫

بنابراین چون این راوی جرح مفسر دارد اگر هزار توثیق نیز داشته باشد چون جرح مفسر دارد روایتش رد میشود.

______________________________________

طریق پانزدهم:

۱۹۶۴ – حَدَّثَنَا بَكَّارٌ قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَبِي الْوَزِيرِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبَانَ , عَنْ أَبِي جَنَابٍ , عَنِ الشَّعْبِيِّ , عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ , عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , فَأَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا فَقَالَ: ” يَا عَلِيُّ , هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ , مَا خَلَا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ , لَا تُخْبِرْهُمَا يَا عَلِيُّ ” فَمَا حَدَّثْتُ بِهِ حَتَّى مَاتَا.

شرح مشكل الاثار جلد ۵ صفحه ۲۱۸٫

اشکال این طریق:

در این روایت ابی جناب وجود دارد که اسم کامل این راوی : يحيى بن أبى حية است.

علمای اهل سنت در مورد این راوی گفته اند:

قال يحيى القطان: لا أستحل أن أروى عنه.
وقال النسائي والدارقطني: ضعيف
ثم قال عثمان: هو ضعيف.
وقال الفلاس: متروك.

میزان الاعتدال جلد ۴ صفحه ۳۷۱٫

از طرفی این راوی به شدت تدلیس میکرده است به نحوی که علمای متعددی از اهل سنت گفته اند این راوی از طبقه ی پنجم مدلسین است!!!

ابن حجر عسقلانی نامش را در طبقات المدلسین می اورد و میگوید:

(۱۵۲) يحيى بن أبي حية الكلبي أبو جناب ضعفوه وقال أبو زرعة وأبي نعيم وابن نمير ويعقوب بن سفيان والدارقطني وغير واحد كان مدلسا آخر المراتب

یحیی بن ابی حیه کلبی، ابو جناب، تضعیف شده است و ابوزرعه و ابی نعین و ابن نمیر و یعقوب بن سفیان و دارقطنی و دیگران گفتند او مدلس و در مرتبه ی آخر مدلسین است.

طبقات المدلسین صفحه ۵۷٫

و طبقه ی پنجم مدلسین راویانی هستند که حتی اگر تصیح به سماع هم بکنند روایتشان مورد قبول واقع نمی شود.

لذا این طریق نیز ضعیف است.

_____________________________________

طیق شانزدهم:

۱۹۶۶ – حَدَّثَنَا الرَّبِيعُ الْجِيزِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَصْبَغُ بْنُ الْفَرَجِ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَابِسٍ , عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَبِي سُلَيْمَانَ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَرْزَمِيِّ , وَأَبِي الْجَحَّافِ , وَكَثِيرٍ بَيَّاعِ النَّوَى , كُلُّهُمْ سَمِعَ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيَّ يَذْكُرُ , عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: ” إِنَّ هَذَيْنِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ [ص:۲۲۰] الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ , لَا تُخْبِرْهُمَا يَا عَلِيُّ ” يَعْنِي أَبَا بَكْرٍ , وَعُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا

شرح مشکل الآثار جلد جلد ۵ صفحه ۲۱۹٫

اشکالات این طریق:

این طریق اشکالات متعددی دارد ولی ما فقط یک مورد را ذکر میکنیم و آن نیز علی بن عابس است:

رتبته عند ابن حجر :  ضعيف
رتبته عند الذهبي :  ضعفوه
روى عباس، عن ابن معين: ليس بشئ.
وقال الجوزجاني، والنسائي، والازدى: ضعيف.
وقال ابن حبان: فحش خطؤه فاستحق الترك.
قال الساجي عنده مناكير. وذكره البخاري والعقيلي وأبو العرب وابن شاهين في جملة الضعفاء.
وقال ابن عبد الرحيم التبان: ليس بثقة.
وقال الجوزجاني: واهي الحديث

لذا این طریق نیز ضعیف است.

__________________________________

طریق هفدهم:

۲۰۸۶ – نا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، نا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى، نا طَلْحَةُ بْنُ [ص:۹۸۰] عَمْرٍو، عَنْ عَطَاءٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ

معجم ابن الأعرابي جلد ۳ صفحه ۹۸۰٫

اشکال این طریق:

طَلْحَةُ بْنُ عَمْرٍو

ذهبی در میزان الاعتدال در مورد این راوی میگوید:

ضعفه ابن معين وغيره.
وقال أحمد والنسائي: متروك الحديث.
وقال البخاري وابن المديني: ليس بشئ.
وقال الفلاس: كان يحيى وعبد الرحمن لا يحدثان عنه.

میزان الاعتدال جلد ۲ صفحه ۳۴۰٫

___________________________________

طریق هجدهم:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ حَازِمِ بْنِ أَبِي غَرْزَةَ , حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى , حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ أَبِي سَبْرَةَ , عَنِ شُعْبَةَ، عَنْ عَلِيٍّ , قَالَ: رَأَى النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ مُقْبِلَيْنِ فَقَالَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ أَوِ النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ»

من حديث خيثمة بن سليمان القرشي الأطرابلسي صفحه ۲۰۳٫

اشکال این طریق:

شعبه بن الحجاج حضرت علی علیه السلام را درک نکرده است لذا روایتش مرسل است.

شعبه متوفاي ۱۶۰ هجری است و امام علی علیه السلام در سال ۴۰ هجری شهید شدند!!!

لذا این طریق نیز ضعیف است.

__________________________________

طریق نوزدهم:

۸۸۰۸ – حَدَّثَنَا مِقْدَامٌ، ثَنَا عَمِّي سَعِيدُ بْنُ عِيسَى، نا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَبُو بَكْرٍ، وَعُمَرُ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، وَلَا تُخْبِرْهُمَا يَا عَلِيُّ»

معجم الاوسط طبرانی جلد ۸ صفحه ۳۴۰٫

اشکال این طریق:

مقدام بن داود در این سند است که ضعیف است:

http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=32055

بنابراین این طریق نیز ضعیف است.

__________________________________

طریق بیستم:

۲۲۷- حدثنا محمد بن أحمد بن عصام الرازي حدثنا عمرو بن أحمد بن عمرو بن أبي السرح حدثنا زهير بن عباد حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد البصري عن سعيد بن سالم القداح عن ابن جريج عن سفيان الثوري عن مالك بن مغول عن الحارث عن علي قال كنت عند النبي صلى الله عليه وسلم إذ أقبل أبو بكر وعمر فقال يا علي هذان سيدا كهول أهل الجنة خلا النبيين والمرسلين لا تخبرهما

ذكر الأقران وروايتهم عن بعضهم بعضا صفحه ۷۱٫

اشکال این طریق:

حارث در این روایت که روایت را از حضرت علی ع نقل کرده است یا حارث الاعور است یا الحارث بن حصيرة .

که در هر دو صورت روایت ضعیف است.

زیرا اگر حارث منظور حارث الاعور باشد روایت مرسل است زیرا مالک بن مغول ، حارث الاعور را درک نکرده است از طرفی حارث الاعور در کتب اهل سنت کذاب معرفی شده است.

اگر الحارث بن حصیره باشد نیز باز روایت مرسل است زیرا حارث بن حصیره ، حضرت علی علیه السلام را درک نکرده است.

لذا این طریق نیز ضعیف است.

_____________________________________

طیق بیست و یکم:

حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ بِشْرَوَيْةَ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ: ح أَبُو عَلِيٍّ صَالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ: ح عَلِيُّ بْنُ الْجَعْدِ قَالَ: ح مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ الزَّنْجِيُّ، عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «حَسَبُ الرَّجُلِ دِينُهُ، وَمُرُوءَتُهُ عَقْلُهُ» قَالَ الشَّيْخُ رَحِمَهُ اللَّهُ: الْحَسَبُ فِي الْآبَاءِ، وَالشَّرَفُ فِي الْوِلَادَةِ، وَأَشْرَفُ الْأَحْسَابِ حَسَبُ الْعَرَبِ، وَالْعَرَبُ إِنَّمَا شُرِّفُوا بِالدِّينِ، وَذَلِكَ أَنَّ خِيَارَ النَّاسِ وَأَفْضَلَهُمْ فِي الدِّينِ وَأَقْرَبَهُمْ زُلْفَى عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى كَانُوا مِنَ الْعَرَبِ، وَذَلِكَ النَّبِيُّ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سَيِّدُ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ، وَسَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ غَيْرِ النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ أَبُو بَكْرٍ، وَعُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا

بحر الفوائد المشهور بمعاني الأخبار صفحه ۵۳٫

اشکالات این طریق:

این طریق نیز اشکالات متعددی دارد ولی ما به ذکر یک مورد اکتفا میکنیم.

مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ الزَّنْجِيُّ

قال البخارى : منكر الحديث .
و قال أبو حاتم : ليس بذاك القوى ، منكر الحديث

تهذيب الكمال في أسماء الرجال جلد ۲۷ صفحه ۵۱۲٫

_________________________________________

طریق بیست و دوم

۹۶۱ – أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ الْأَبْزَارِيُّ بِالْكُوفَةِ، ثنا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْبَغْدَادِيُّ، ثنا دَاوُدُ بْنُ مِهْرَانَ، ثنا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مَالِكِ بْنِ مِغْوَلٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ، عَنْ نَافِعٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: آخَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَيْنَ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ، فَبَيْنَا هُوَ قَاعِدٌ إِذْ طَلَعَا، كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا آخِذٌ بِيَدِ صَاحِبِهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَذَانِ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينِ، لَا تُخْبِرْهُمَا يَا عَلِيُّ»

امالی ابن بشران صفحه ۴۱۲٫

اشکالات این طریق:

اين سند نیز ضعیف است زیرا  عبد الرحمن بن مالك بن مِغْوَل در سند آن وجود دارد.

علمای اهل سنت در مورد این راوی گفته اند:

قال أحمد والدارقطني: متروك.
وقال أبو داود: كذاب.
وقال – مرة: يضع الحديث.
وقال النسائي وغيره: ليس بثقة.

میزان الاعتدال جلد ۲ صفحه ۵۴۸٫

لذا این طریق نیز ضعیف است.

____________________________

طریق بیست و سوم:

۲۳- أخبرنا أحمد بن الحسين بن علي بن عثمان بن قريش أبو العباس إجازة كتب بها إلينا من بغداد وأبو القاسم هبة الله بن محمد بن الحصين بقراءتي قالا أبنا أبو طالب محمد بن محمد بن غيلان ثنا أبو بكر محمد بن عبد الله الشافعي حدثني عبد الله بن محمد بن ياسين ثنا أحمد بن المقدام ثنا عمرو بن صالح ثنا الحسن بن عمارة عن أبي إسحاق عن عاصم بن ضمرة عن علي رضي الله عنه قال [ص:۳۳] كنت عند رسول الله صلى الله عليه وسلم إذ أقبل أبو بكر وعمر فقال يا علي هذان سيدا كهول أهل الجنة من الأولين والآخرين إلا النبيين والمرسلين.

معجم ابن عساکر جلد ۱ صفحه ۳۲٫

اشکالات این طریق:

در این سند حسن بن عمارة وجود دارد.

رتبته عند ابن حجر :  متروك
رتبته عند الذهبي :  ضعفوه
وقال أبو حاتم، ومسلم، والدارقطني، وجماعة: متروك.
وروى أبو داود عن شعبة قال: يكذب.
وقال أحمد: متروك.

لذا این سند نیز ضعیف است.

_________________________

طریق بیست و چهارم

فِي إِسْنَاده من لم أعرفهُ

۲۲۶۰ – أَخْبَرَنَا زَاهِرُ بْنُ أَحْمَدَ الثَّقَفِيُّ بِأَصْبَهَانَ أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَبْدِ الْمَلِكِ الْخَلالَ أَخْبَرَهُمْ أبنا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مَنْصُورٍ أبنا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ أبنا أَبُو يَعْلَى الْمَوْصِلِيُّ ثَنَا سَهْلُ بْنُ زَنْجَلَةَ الرَّازِيُّ ثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عُمَرَ ثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ يَزِيدَ الْعَبْدِيُّ قَالَ سَمِعْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الأَوَّلِينَ والآخرين

الأحاديث المختارة جلد ۶ صفحه ۲۴٫

اشکالات این طریق:

خود نویسنده ی کتاب میگوید در سند این طریق شخصی هست که مجهول است.

و عبد الله بن یزید العبدی نیز ترجمه ای در کتب اهل سنت ندارد و از نظر اهل سنت مجهول است.

و این طریق نیز ضعیف است.

________________________________

طریق بیست و پنجم:

۱ – ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ الْبَزَّازُ، ثنا عَلِيُّ بْنُ مُسْلِمٍ، ثنا ابْنُ أَبِي فُدَيْكٍ قَالَ: حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْفَضْلِ الْمَخْزُومِيُّ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ هَرِمٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِسًا، عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفَخِذُهِ عَلَى فَخِذِي إِذْ طَلَعَ أَبُو بَكْرٍ، وَعُمَرُ مِنْ مُؤَخَّرِ الْمَسْجِدِ فَنَظَرَ إِلَيْهِمَا نَظَرًا شَدِيدًا، فَصَاعَدَ بَصَرَهُ فِيهِمَا وَصَوَّبَ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّهُمَا لَسَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ إِلَّا النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ وَأَنْعَمَا، لَا تُعْلِمْهُمَا بِذَلِكَ»

كتاب الفوائد  ابوبکر شافعی صفحه ۵۴٫

اشکالات این طریق:

در این سند  إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْفَضْلِ الْمَخْزُومِيُّ است:

قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبيه : ضعيف الحديث ، ليس بقوى فى الحديث .
و قال عباس الدورى عن يحيى بن معين : ليس حديثه بشىء .
و قال أبو زرعة : ضعيف .
و قال أبو حاتم : ضعيف الحديث . منكر الحديث .
و قال البخارى : منكر الحديث .
و قال الترمذى : يضعف فى الحديث .
و قال النسائى : منكر الحديث .

لذا این سند نیز ضعیف است.

___________________________________

همانطور که ملاحظه کردید این روایت جعلی حتی یک سند صحیح نیز ندارد و تمام اسنادش بلا استثناء ضعیف است.

___________________________________

اما از علمایی که این حدیث جعلی را رد کردند فقط به يك مورد اشاره میکنیم و آن نیز علی بن مدینی است.

در تهذیب الکمال امده است:

قال يونس بن حبيب الأصبهانى : ذكرت لعلى بن المدينى محمد بن كثير المصيصى و أنه حدث عن الأوزاعى ، عن قتادة ، عن أنس قال : ” نظر النبى صلى الله عليه وسلم إلى أبى بكر ، و عمر ، فقال : هذان سيدا كهول أهل الجنة ” . فقال على : كنت أشتهى أن أرى هذا الشيخ فالآن لا أحب أن أراه .

یونس بن حبیب گفت: نزد علی بن مدینی بیان کردم که محمد بن کثیر المصیصی از اوزاعی از قتاده از انس نقل کرده است که پیامبر ص فرمودند ابوبکر و عمر دو سید پیران اهل بهشت هستند.پس علی بن المدینی گفت: بسیار علاقه داشتم این شیخ (محمد بن کثیر) را ببنیم اما الان اصلا دوست ندارم او را ببینم.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال جلد ۲۶ صفحه ۳۳۱٫

ملاحظه میکنید علی بن مدینی به محض اینکه میشوند محمد بن کثیر چنین روایتی را نقل کرده است میگوید دیگر نمیخواهم او را ببینم!!!

انقدر آش جعلی بودن این روایت شور بوده که علی بن المدینی از علمای بسیار مشهور اهل سنت آن را قبول نمیکند.

اما علی بن المدینی کیست؟

ذهبی در مورد او میگوید:

الشيخ الإمام الحجة ، أمير المؤمنين في الحديث

سير أعلام النبلاء جلد ۹ صفحه ۱۰۴٫

و امیرالمومنین حدیث اهل سنت این روایت را قبول نمیکند.

بدون شک جاعلان حدیث چون تحمل این فضیلت را برای امام حسن و امام حسین علیهم السلام را نداشتند سعی در جعل چنین فضلیتی برای عمر و ابوبکر داشتند.

Print Friendly