مخالفین در بحث اذان به شیعه در باب گفتن عبارت اشهد آن علیا ولی الله ایراد وارد میکنند و میگویند گفتن این عبارت در اذان بدعت است!!!

در مورد شهادت به ولایت در اذان

 

تمام مراجع معظم تقلید فرموده اند که شهادت به ولایت در اصل اذان نیست بلکه از باب استحباب گفته می شود که به ذکر فتوای دو تن از مراجع معظم تقلید اکتفا میکنیم:

به عنوان نمونه نظر دو تن از مراجع عظام در باب استحباب شهادت ثلاثه را می اوریم:

مسأله ۹٠۵ ـ ایت الله سیستانی مد ظله العالی
«أَشْهَدُ أنَّ عَلِيّاً وَليُّ اللّه‏ِ» جزء اذان و اقامه نيست ، و لى خوب است بعد از «أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه‏َ» به قصد قربت گفته شود .

آیت الله مكارم شيرازي مد ظله العالی

مسأله ۸۴۳ـ
«اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیَّاً وَلِىُّ اللّهِ» (یعنى گواهى مى دهم که على ولىّ خدا بر همه خلق است)
جزء اذان و اقامه نیست، ولى خوب است بعد از «اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» به قصد تبرّک گفته شود، لکن به صورتى که معلوم شود جزء آن نیست.

صاحب جواهر مى گويد:

« الا انه لا بأس بذكر ذلك لا على سبيل الجزئية عملاً بالخبر المزبور ولا يقدح مثله فى الموالاة و الترتيب، بل هى كالصلاة على محمد عند سماع اسمه… بل لو لا تسالم الأصحاب لأمكن دعوى الجزئية بناء على صلاحيّه العموم لمشروعية الخصوصية. و الامر سهل.»

« ولى اشكالى ندارد ذكر شهادت سوم نه به عنوان جزئيت، بلکه به لحاظ عمل كردن به روايت احتجاج و اين معنى شهادت سوم ضررى به موالات و ترتيب اذان و اقامه نمى زند،
بلكه همانند صلوات بر محمد است به هنگام شنيدن اسم ايشان در اذان و بلكه اگر اتفاق و تسالم اصحاب و فقهاء بر عدم جزئيت نبود جا داشت ادعاى جزئيت آنرا مى كرديم، بنابراين كه عمومات صلاحيت دارند خصوصيت براى عبادت تشریع کنند

 جواهر الكلام ج ۹ ص ۸۷٫

بنابراین از نظر شیعه شهادت به ولایت جزء اذان نیست بلکه فقط از باب استحباب بیان میشود و گفتن از باب استحباب بدون قصد جزئییت هرگز باعث ضرر به اصل اذان نخواهد شد.

اما پیرامون سخن شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه در مورد شهادت به ولایت در اذان

 

مخالفین به سخنی از شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه استناد میکنند:

شیخ صدوق رض در من لایحضره الفقیه فرمودند:

والمفوضة لعنهم الله قد وضعوا أخبارا وزادوا في الاذان ” محمد وآل محمد خير البرية ” مرتين، وفي بعض رواياتهم بعد أشهد أن محمدا رسول الله ” أشهد أن عليا ولي الله ” مرتين، ومنهم من روى بدل ذلك ” أشهد أن عليا أمير المؤمنين حقا ” مرتين ولا شك في أن عليا ولي الله وأنه أمير المؤمنين حقا وأن محمدا وآله صلوات الله عليهم خير البرية، ولكن ليس ذلك في أصل الاذان

 

ترجمه:مفوضه که لعنت خدا بر آنها باد اخباری را جعل کرده اند و به اذان عبارت محمد و اله خیر البریه دو مرتبه و در بعضی از روایاتشان بعد از اشهد ان محمدا رسول الله دو مرتبه اشهد ان علیا ولی الله است و هیچ شکی نیست که علی علیه السلام ولی خداست اما این عبارات در اصل اذان نیست.

نکات:

۱- لعن مفوضه به خاطر این عبارات نیست بلکه این لعن مربوط به کلیت فرقه ی مفوضه است مانند این عبارت:

یزید لعنة الله علیه لشکر داشت.

ایا عقل سلیم قبول میکند که این لعن به خاطر این باشد که یزید لشکر داشته است؟

خیر بلکه لعن به کلیت یزید باز میگردد نه جمله ی پس از آن.

۲- شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه در این عبارت گفتن اشهد ان علیا ولی الله را نهی نمیکنند!!!بلکه شیخ صدوق رض میفرمایند مفوضه روایاتی را جعل کردند که باید در اصل اذان به ولایت شهادت داد!!!

در واقع شیخ صدوق در این مطلب متعرض این مطلب شدند که این روایاتی که بیان میشود که باید در اصل اذان به ولایت نیز شهادت داد ساخته ی دست مفوضه است نه اینکه کسی حق ندارد این را بدون قصد جزییت بگوید.

شیعه نیز اعتقاد ندارد که شهادت به ولایت جزیی از اصل اذان است.
با این حال جالب است که مخالفین در بحث اذان اختلافات بسیار دارند!!که به برخی از این اختلافات اشاره خواهیم کرد!!!

با این وجود کسانی که خودشان در اذان نظر واحد ندارند چگونه مخالفین به خود جرات ایراد گرفتن به اذان شیعه را میدهند؟
کیفیت اذان در نزد اهل سنت
۱-اختلاف در الله اکبر در ابتدای اذان
شیعه اعتقاد دارد شهادت به ولایت در اصل اذان وجود ندارد بلکه امری مستحبی است و میتوان از بیان آن خود داری کرد در اذان پس هرگونه اشکال به شیعه در این مورد بی اساس است.
اما اهل سنت در اذان خود نظر واحد ندارند پس چگونه به اذان شیعه اشکال وارد میکنند؟

در بعضی از احادیث معتبر اهل سنت امده است که در ابتدای اذان به جای ۴ تکبیر ۲ تکبیر باید گفته شود!!!

 

در صحیح مسلم امده است:

 

۶ – (۳۷۹) حَدَّثَنِي أَبُو غَسَّانَ الْمِسْمَعِيُّ مَالِكُ بْنُ عَبْدِ الْوَاحِدِ، وَإِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، قَالَ أَبُو غَسَّانَ: حَدَّثَنَا مُعَاذٌ، وَقَالَ إِسْحَاقُ: أَخْبَرَنَا مُعَاذُ بْنُ هِشَامٍ، صَاحِبِ الدَّسْتُوَائِيِّ، وَحَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ عَامِرٍ الْأَحْوَلِ، عَنْ مَكْحُولٍ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُحَيْرِيزٍ، عَنْ أَبِي مَحْذُورَةَ، أَنَّ نَبِيَّ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَّمَهُ هَذَا الْأَذَانَ: «اللهُ أَكْبَرُ اللهُ أَكْبَرُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ»، ثُمَّ يَعُودُ فَيَقُولُ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ مَرَّتَيْنِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ مَرَّتَيْنِ» زَادَ إِسْحَاقُ: «اللهُ أَكْبَرُ اللهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ»

ابی محذور میگوید حضرت محمد(ص) این اذان را به او اموزش داد:الله اکبر. الله اکبر. اشهد ان لا اله الا الله .اشهد ان محمدا رسول الله. اشهد ان محمدا رسول الله. پس بازگشت و فرمود:اشهد ان لا اله الا الله. اشهد ان لا اله الا الله. اشهد ان محمدا رسول الله. اشهد ان محمدا رسول الله .حی علی الصلاة دو مرتبه حی علی الفلاح دو مرتبه.اسحاق اضافه کرد:الله اکبر الله اکبر .لا اله الا الله.

صحیح مسلم جلد ۱ صفحه ۲۸۷٫

 

23

24

 

باید دقت شود که مسلم این روایت را در باب صفة الاذان اورده است و جالب این جاست که فقط همین یک روایت را نیز در این باب می اورد یعنی مسلم نیز به این روایت احتجاج کرده است.
رفع شبهات احتمالی:

شبهه:معاذ بن هشام این روایت را از پدرش نقل کرده و نقل او از پدرش مشکل دارد!!!

پاسخ

البانی در سلسلة الاحادیث الصحیحه حدیث معاذ بن هشام از پدرش را تصحیح سندی میکند و میگوید سند صحیح است:

حدثنا محمد بن إسماعيل بن سالم الصائغ، حدثنا عبيد الله بن عمر بن ميسرة

يعني القواريري، حدثنا معاذ بن هشام عن أبيه عن قتادة عن سعيد بن المسيب عن أبي هريرة به مثل الرواية الثانية، وفيها أكثر الزيادات التي جعلناها بين

القوسين () .

وهذا سند صحيح، رجاله كلهم ثقات رجال الشيخين غير محمد بن إسماعيل هذا.
سلسلة الأحاديث الصحيحة جلد ۱ صفحه ۳۹۶٫
و در جایی دیگر میگوید:

أخرجه أبو داود (۳۶۶۳) ، وأحمد (۴/۴۳۷) من طريق معاذ بن هشام: حدثني أبي به.

قلت: وهذا إسناد صحيح على شرط مسلم، رجاله كلهم ثقات
سلسلة الأحاديث الصحيحة جلد ۷ صفحه ۵۷٫
بنابراین سند معاذ بن هشام از پدرش صحیح است.

نکته ی جالب تر این است که برخی از ائمه ی اهل سنت نیز این روایت را معتبر و اساس فتوای خود دانسته اند و طبق آن فتوا داده اند.

مالکی مذهب ها در اول اذان به جای ۴ الله اکبر ۲ الله اکبر میگویند!!!

وَذَهَبَ الْمَالِكِيَّةُ وَأَبُو يُوسُفَ وَمُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ مِنَ الْحَنَفِيَّةِ إِلَى أَنَّ التَّكْبِيرَ فِي أَوَّل الأْذَانِ مَرَّتَانِ فَقَطْ مِثْل آخِرِهِ وَلَيْسَ أَرْبَعًا؛ لأِنَّهُ عَمَل السَّلَفِ بِالْمَدِينَةِ، وَلِرِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدٍ فِيهَا التَّكْبِيرُ فِي أَوَّل الأْذَانِ مَرَّتَيْنِ فَقَطْ

و مالکی ها و ابویوسف و محمد بن حسن از حنفی ها بر این عقیده هستند که تکبیر در اول اذان فقط دو بار است مانند آخر اذان و ۴ بار نیست بر طبق عمل سلف در مدینه و روایت عبدالله بن زید که در آن تکبیر در اول اذان فقط دو بار است.

الموسوعة الفقهية الكويتية جلد ۲ صفحه ۳۶۰٫
 

26

27

 

 

 

بنابراین طبق این روایت صحیح مسلم اذان صحیح دو الله اکبر در ابتدای اذان دارد نه ۴ الله اکبر.

و مالکی ها و بخشی از حنفیه بر این عقده هستند که تکبیر در اول اذان ۲ بار است نه ۴ بار و این اختلافی بزرگ است در مذهب اهل سقیفه.

۲-تمام شدن اذان با تکبیر نه لا اله الا الله!!!

در مصنف عبدالرزاق امده است:

۱۷۹۰ – أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنْ حَمَّادٍ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ، عَنِ الْأَسْوَدِ بْنِ يَزِيدَ: أَنَّ بِلَالًا كَانَ «يُثَنِّي الْأَذَانَ، وَيُثَنِّي الْإِقَامَةَ، وَأَنَّهُ كَانَ يَبْدَأُ بِالتَّكْبِيرِ، وَيَخْتِمُ بِالتَّكْبِيرِ»

 

اسود بن یزید میگوید:بلال اذان میگفت در حالی آن را با الله اکبر شروع کرد و با الله اکبر هم تمام کرد.
مصنف جلد ۱ صفحه ۴۶۲٫
28

29

30

 

 

 

رفع شبهات احتمالی

ممكن است مخالف شبهه کند که اسود بن یزید از بلال سماع نداشته است!!!

اما این ادعا بی اساس است.

زیرا اسود بن یزید به اعتراف بخاری از ابوبکر سماع داشته است.

۱۴۳۷- الأَسود بْن يزيد، النَّخَعِيّ، الكُوفي، أَبو عَمرو.

سَمِعَ أبا بكر، وعُمر.

تاریخ الکبیر جلد ۱ صفحه ۴۴۹٫

 

31

32

 

و ابوبكر متوفای ۱۳ هجری است!!!

و بلال متوفای ۱۸ هجری!!!

بنابراین زمانی که اسود از ابوبکر که متوفای ۱۳ هجری می باشد حدیث شنیده از لحاظ زمانی مشکلی برای سماع از بلال نداشته.

اما ممکن است مخالف ایراد وارد کند که حماد بن ابی سلیمان مشکل دارد!!!

البانی در سلسله الاحادیث الصحیحه میگوید:

عن زيد بن أبي أنيسة عن حماد بن أبي سليمان عن أبي الضحى عن مسروق عن عبد الله قال:…. قلت: وهو الرقي، وهو ثقة من شيوخ البخاري ومسلم، وكذلك من فوقه؛ غير أن حماد بن أبي سليمان إنما روى له البخاري في “الأدب المفرد”، فالحديث حسن الإسناد….

 

سلسلة الأحاديث الصحيحة جلد ۷ صفحه ۷۰٫

 

و اين سند معتبر است.

و طبق این حدیث بلال اذانش را با الله اکبر تمام می کرده است.
۳-سه بار گفتن الله اکبر وشهادت در اذان توسط ابن عمر!!!

در موطا امام مالک از ائمه ی اهل سنت و امام مالکی مذهب ها امده است که ابن عمر در اذانش سه با الله اکبر و سه بار شهادت میگفت!!!

۹۲ – أَخْبَرَنَا مَالِكٌ، أَخْبَرَنَا نَافِعٌ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، «أَنَّهُ كَانَ يُكَبِّرُ فِي النِّدَاءِ ثَلاثًا وَيَتَشَهَّدُ ثَلاثًا، وَكَانَ أَحْيَانًا إِذَا قَالَ حَيَّ عَلَى الْفَلاحِ , قَالَ عَلَى إِثْرِهَا حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» .
نافع میگوید:ابن عمر در اذانش ۳ بار تکبیر میگفت و ۳ بار شهادت میداد و در اذانش حی علی خیر العمل میگفت.

موطأ مالك برواية محمد بن الحسن الشيباني صفحه ۵۵٫

 

http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?indexstartno=0&hflag=1&pid=4900&bk_no=21&startno=1

 

 

35

36

 

بنابراين ابن عمر صحابی جلیل القدر از نظر اهل سنت در اذان به جای ۴ تکبیر ۳ تکبیر میگفته و به جای ۲ شهادت ۳ شهاد میگفته است!!!

حال شما از کدام یک از این اذان ها پیروی میکنید؟

چرا اینهمه اختلاف در اذان از نظر اهل سنت وجود دارد؟
ممکن است مخالف بگوید این روایت ها را چون مخالف احادیث دیگر است رد میکنیم!!

در پاسخ میگوییم طبق قواعد اهل سنت در موارد تعارض ظاهری روایات اولویت با جمع بین روایات است نه رد کردن آنها:

قانون مشهوری در اهل سنت وجود دارد به عنوان:

الجمع مقدَّم على الترجيح

نووي در شرح صحيح مسلم میگوید:

لَا خِلَافَ بَيْنَ الْعُلَمَاءِ أَنَّهُ إِذَا أَمْكَنَ الْجَمْعُ بَيْنَ الْأَحَادِيثِ لَا يُصَارُ إِلَى تَرْكِ بَعْضِهَا بَلْ يَجِبُ الْجَمْعُ بَيْنَهَا وَالْعَمَلُ بِجَمِيعِهَا

هیچ خلافی بین علما نیست زمانی که امکان جمع بین احادیث وجود داشته باشد نیازی به ترک بعضی از آنها نیست بلکه وجاب است بین آنها جمع نمود و به تمام آنها عمل نمود.

شرح نووی بر مسلم جلد ۳ صفحه ۱۵۵.
و نووي باز در همان کتاب میگوید:

وَإِذَا أَمْكَنَ الْجَمْعُ بَيْنَ الْأَحَادِيثِ لَمْ يَجُزْ رَدُّ بَعْضِهَا

زمانی که امکان جمع بین احادیث وجود دارد جایز نیس بعضی از انها را رد کرد.
شرح نووی بر مسلم جلد ۶ صفحه ۲۰٫

و شيخ محمد الأمين الشنقيطي از مفسرین معاصر اهل سنت و از شیوخ ابن باز در تفسیر معتبر أضواء البيان میگوید:

وَالْمُقَرَّرُ فِي عِلْمِ الْأُصُولِ وَعِلْمِ الْحَدِيثِ أَنَّهُ إِذَا أَمْكَنَ الْجَمْعُ بَيْنَ الْحَدِيثَيْنِ وَجَبَ الْجَمْعُ بَيْنَهُمَا إِجْمَاعًا، وَلَا يُرَدُّ غَيْرُ الْأَقْوَى مِنْهُمَا بِالْأَقْوَى ; لِأَنَّهُمَا صَادِقَانِ، وَلَيْسَا بِمُتَعَارِضَيْنِ،
در علم اصول و علم حدیث مقرر شده است زمانی که امکان جمع بین احادیث وجود داشته باشد واجب است جمع بین آنها به اجماع امت و روایت قوی تر باعث رد روایت قوی نمی شود زیرا هر دو از راویان راستگو بیان شده است و متعارض نیستند.

أضواء البيان في إيضاح القرآن بالقرآن جلد ۴ صفحه ۳۶۰٫

 

و در این مورد نیز امکان جمع بین روایات وجود دارد به اینصورت که اذان به تمام این حالاتی که در روایات امده جایز است و الفاظ اذان تعبدی نیستند.

 

اگر ادعا دارید تعبدی هستند حدیث صحیح بیاورید که اذان یک نوع است تا احادیث دیگر رد شوند!!!
اهل سنت در این امر مهم نیز با هم اختلاف دارند حال چگونه به خود جرات میدهند به اذان شیعه ایراد وارد کنند؟

 

۴-اختلاف در ترجیع در اذان

در مذهب اهل سنت در شیوه ی خواندن اذان نیز اختلاف وجود دارد.

در موسوعه ی فقهیه امده است:

التَّرْجِيعُ فِي الأْذَانِ:
۱۱ – التَّرْجِيعُ هُوَ أَنْ يَخْفِضَ الْمُؤَذِّنُ صَوْتَهُ بِالشَّهَادَتَيْنِ مَعَ إِسْمَاعِهِ الْحَاضِرِينَ، ثُمَّ يَعُودُ فَيَرْفَعُ صَوْتَهُ بِهِمَا. وَهُوَ مَكْرُوهٌ تَنْزِيهًا فِي الرَّاجِحِ عِنْدَ الْحَنَفِيَّةِ؛ لأِنَّ بِلاَلاً لَمْ يَكُنْ يُرَجِّعُ فِي أَذَانِهِ، وَلأِنَّهُ لَيْسَ فِي أَذَانِ الْمَلَكِ النَّازِل مِنَ السَّمَاءِ (۱) .

وَهُوَ سُنَّةٌ عِنْدَ الْمَالِكِيَّةِ وَفِي الصَّحِيحِ عِنْدَ الشَّافِعِيَّةِ؛ لِوُرُودِهِ فِي حَدِيثِ أَبِي مَحْذُورَةَ، وَهِيَ الصِّفَةُ الَّتِي عَلَّمَهَا لَهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَعَلَيْهَا السَّلَفُ وَالْخَلَفُ (۲) .

وَقَال الْحَنَابِلَةُ: إِنَّهُ مُبَاحٌ وَلاَ يُكْرَهُ الإِْتْيَانُ بِهِ لِوُرُودِهِ فِي حَدِيثِ أَبِي مَحْذُورَةَ. وَبِهَذَا أَيْضًا قَال بَعْضُ الْحَنَفِيَّةِ وَالثَّوْرِيُّ وَإِسْحَاقُ (۳) ، وَقَال الْقَاضِي حُسَيْنٌ مِنَ الشَّافِعِيَّةِ: إِنَّهُ رُكْنٌ فِي الأْذَانِ

 

ترجیع در اذان یعنی کاهش دادن صوت در شهادتین و سپس بلند کردن صوت بعد از آن.این عمل در نزد حنفی ها مکروه هست.و نزد مالکیه و شافعی ها سنت است.

و حنبلی ها نیز میگویند مباح است نه مکروه.و این نظر بعضی از حنفیه و ثوری و اسحاق است.

و قاضی حسین از شافعی ها نیز میگوید این رکنی از ارکان اذان است.

الموسوعة الفقهية الكويتية جلد ۲ صفحه ۳۶۰٫
26

37

 

ترجیع نزد حنفیه مکروه!!!

نزد مالکی ها و شافعی ها سنت!!!

و نزد حنابله مباح!!!

و از نظر قاضی حسین از شافعی ها رکنی از ارکان اذان است.

حال که اینهمه اختلاف در اذان دارید چگونه به خود جرات میدهید به گفتن یک لفظ مستحبی در اذان توسط شیعه ایراد وارد کنید؟
۵-اختلاف در اقامه

اهل سنت در اقامه هم باهم اختلاف دارند!!!

جمهور فقهای اهل سنت میگویند در ابتدای اقامه باید دو تکبیر گفت اما حنفی ها میگویند باید ۴ تکبیر گفت در ابتدای اقامه!!

التَّكْبِيرُ فِي الإْقَامَةِ:

۱۲ – التَّكْبِيرُ فِي بَدْءِ الإْقَامَةِ مَرَّتَانِ عِنْدَ جُمْهُورِ الْفُقَهَاءِ، وَأَرْبَعُ مَرَّاتٍ عِنْدَ الْحَنَفِيَّةِ.

تکبیر در اقامه:
جمهور فقها گفته اند اقامه با دو تکبیر شروع میشود و حنفی ها گفته اند با ۴ تکبیر شروع می شود.

الموسوعة الفقهية الكويتية جلد ۱۳ صفحه ۲۱۳٫

 

بنابراین اهل سنت در بخش های زیادی از اذان و اقامه با هم اختلاف نظر شدید دارند و نظر واحد در اذان ندارند حال چگونه به شیعه به خاطر یک امر مستحبی که خود شیعه نیز میگوید جزیی از اذان نیست ایراد وارد میکنید؟

۶- حي علي خير العمل

ابن حزم اندلسی اعتراف میکند ابن عمر و ابوامامه بن سهل در اذان حی علی خیر العمل میگفتند:

وقد صح عن ابن عمر وأبي أمامة بن سهل بن حنيف : أنهم كانوا يقولون في أذانهم ( حي على خير العمل )

و صحیح است از ابن عمر و ابی امامه بن سهل بن حنیف که انها در اذانشان حی علی خیر العمل را اضافه میکردند.

المحلی جلد ۳ صفحه ۱۶۰٫
جایگاه ابن عمر که مشخص است اما در مورد ابوامامه بن سهل بن حنیف:

ذهبی میگوید:

أَبُو أُمَامَةَ بنُ سَهْلِ بنِ حُنَيْفٍ الأَنْصَارِيُّ * (ع)

الأَوْسِيُّ، المَدَنِيُّ، الفَقِيْهُ، المُعَمَّرُ، الحُجَّةُ.

حال چرا این دو شخص جلیل القدر نزد اهل سنت این لفظ را در نماز اضافه میکردند؟
ایا ابن عمر صحابی بدعت گذار بوده است؟

در مصنف ابن ابی شیبه امده است:

من كان يقول في أذانه حي على خير العمل

 حدثنا أبو بكر قال نا حاتم بن إسماعيل عن جعفر عن أبيه ومسلم بن أبي مريم أن علي بن حسين كان يؤذن فإذا بلغ حي على الفلاح قال حي على خير العمل ويقول هو الأذان الأول .

مسلم بن ابی مریم ميگوید علی بن حسین علیه السلام اذان میگفت و زمانی که به حی علی الفلاح میرسید میگفت حی علی خیر العمل.

 حدثنا أبو أسامة قال نا عبيد الله عن نافع قال كان ابن عمر زاد في أذانه – حي على خير العمل .

ابن عمر در اذانش حی علی خیر العمل را اضافه میکرد.

مصنف ابن ابی شیبه جلد ۱ صفحه ۲۴۴٫

ایا ابن عمر بدعتگذار بود؟

۷-اضافه کردن به اذان در زمان باران!!!

 

در صحیح مسلم امده است:

۲۶ – (۶۹۹) وَحَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ حُجْرٍ السَّعْدِيُّ، حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ، عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ، صَاحِبِ الزِّيَادِيِّ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْحَارِثِ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبَّاسٍ، أَنَّهُ قَالَ لِمُؤَذِّنِهِ فِي يَوْمٍ مَطِيرٍ: ” إِذَا قُلْتَ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، فَلَا تَقُلْ: حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، قُلْ: صَلُّوا فِي بُيُوتِكُمْ “، قَالَ: فَكَأَنَّ النَّاسَ اسْتَنْكَرُوا ذَاكَ، فَقَالَ: «أَتَعْجَبُونَ مِنْ ذَا، قَدْ فَعَلَ ذَا مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي،…
ابن عباس به موذنش در یک روز بارانی گفت:زمانی که گفتی اشهد ان لا اله الا الله – اشهد ان محمدا رسول الله پس حی علی الصلاه را نگو و به جای آن بگو نماز را در خانه بخوانید.مردم این امر را انکار کردند.پس ابن عباس گفت ایا تعجب کردید؟قطعا این کار را کسی که بهتر از من بود انجام میداد(یعنی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم).

صحيح مسلم جلد ۱ صفحه ۴۸۵٫
23
39

 

 

بنابراین در حال نیاز و حاجت حتی میتوان الفاظ اذان را تغییر داد(طبق صحیح بخاری و مسلم)!!!

۸-اضافه کردن لفظ سیدنا قبل از نام مبارک حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم در اذان و اقامه از نظر بسیاری از اهل سنت مستحب است!!!

سایت فتوای اسلام ویب اعتراف میکند:
ذهب جماعة من أهل العلم وهو المعتمد عند الشافعية إلى استحباب زيادة لفظ “سيدنا” في الأذان والتشهد وغيرهما

جماعتی از اهل علم و همچنین این نظر مورد اعتماد شافعیان است که زیاده ی سیدنا(قبل از نام حضرت محمد ص) در اذان و تشهد و غیر آن مستحب است.

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=28254

40

 

بنابراین از نظر جمعی از اهل سنت اضافه کردن لفظ سیدنا به اذان و اقامه مستحب است.
همچنین در همین لینک امده است:

قال الرملي في نهاية المحتاج: والأفضل الإتيان بلفظ السيادة -أي في التشهد في الصلاة- كما قاله ابن ظهيرة وصرح به جمع، وبه أفتى الشارح -المحلي- لأن فيه الإتيان بما أمرنا به وزيادة الإخبار بالواقع الذي هو أدب فهو أفضل من.

امام شمس الدین رملی در نهایه المحتاج میگوید:افضل گفتن لفظ سید در تشهد در نماز است همانطور که ابن ظهیر گفته است و جمعی نیز به آن تصریح کرده اند و طبق آن شارح المحلی فتوا داده است زیرا این عمل به چیزی است که به آن دستور داده شده ایم و این لفظ از روی ادب است و گفتن آن افضل از ترک آن است.

شمس الدین الرملی از نظر اهل سنت مشهور به شافعی صغیر و مجدد قرن دهم هجری است.

محمد بن أحمد بن حمزة الملقب شمس الدين بن شهاب الدين الرملى المنوفى المصرى الانصارى الشهير بالشافعى الصغير وذهب جماعة من العلماء الى أنه مجدد القرن العاشر ووقع الاتفاق على المغالاة بمدحه وهو أستاذ الاستاذين وأحد أساطين العلماء وأعلام نحاريرهم محيى السنة وعمدة الفقهاء فى الآفاق

شمس الدين الرملي (۹۱۹ – ۱۰۰۴ هـ = ۱۵۱۳ – ۱۵۹۶ م)
شيخ الاسلام شمس الدين بن شيخ الاسلام شهاب الدين الرملي ، الشافعي ، شيخنا بالمكاتبة والاجازة ، الملقب بالشافعي الصغير
کتاب لطف السمر و قطف الثمر من تراجم أعيان

علمای دیگری نیز به مستحب بودن اضافه کردن لفظ سیدنا به اذان اعتراف کرده اند:

وقال علي الشبراملسي في حاشيته على نهاية المحتاج: قوله لأن فيه….الخ يؤخذ من هذا سن الإتيان بلفظ السيادة في الأذان وهو ظاهر، لأن المقصود تعظيمه صلى الله عليه وسلم بوصف السيادة حيث ذكر،…وصرح الحنفية باستحباب زيادة لفظ السيادة في الصلاة على النبي صلى الله عليه وسلم، قال صاحب الدر المختار: وندب السيادة لأن زيادة الإخبار بالواقع عين سلوك الأدب فهو أفضل من تركه.

و علی الشبراملسی در حاشیه اش بر نهایه المحتاج میگوید:از این برداشت میشود که گفتن سید قبل از نام حضرت محمد ص در اذان مستحب است و این ظاهر است زیرا مقصود از آن تعظیم رسول الله ص است و حنفیه نیز به استحباب آن اشاره کرده اند.

صاحب در المختار نیز میگوید گفتن لفظ سید مستحب است زیرا از روی ادب است و گفتنش افضل از ترک آن است.
http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=28254

و علامه احمد بن محمد بن صدیق الغماری از علمای بزرگ اهل سنت کتابی در اثبات مستحب بودن این عمل نوشته است به اسم:

نام کتاب:تشنيف الأذان بأدلة استحباب السيادة عند اسمه عليه الصلاة و السلام في الصلاة و الإقامة والآذان

 

 

41

 

با این شرایط وقتی خود اهل سنت نیز از روی ادب اضافه کردن سیدنا را به اذان و اقامه مستحب میدانند چگونه به خود جرات میدهند که به شیعه ایراد بگیرند؟

۹-از نظر امام نووی اضافه کردن عبارتی در اذان مکروه است نه حرام

امام نووی از علمای بزرگ اهل سنت اعتراف میکند که اضافه کردن عبارتی به اذان و اقامه مکروه است!!!

يُكْرَهُ أَنْ يُقَالَ فِي الْأَذَانِ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ لِأَنَّهُ لَمْ يَثْبُتْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَرَوَى الْبَيْهَقِيُّ فِيهِ شَيْئًا مَوْقُوفًا عَلَى ابن عمر وعلي ابن الحسين رضى الله عنهم قَالَ الْبَيْهَقِيُّ لَمْ تَثْبُتْ هَذِهِ اللَّفْظَةُ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَنَحْنُ نَكْرَهُ الزيادة في الاذان والله أعلم

مکروه است گفتن حی علی خیر العمل در اذان زیرا از رسول الله صلی الله علیه و آله ثابت نیست ….پس ما مکروه میدانیم زیاده در اذان را.

المجموع شرح المهذب جلد ۳ صفحه ۹۸٫

http://www.islamweb.org/newlibrary/display_book.php?ID=845&startno=31&start=31&idfrom=1304&idto=2881&bookid=14&Hashiya=3

ملاحظه کنید نووی میگوید این عمل مکروه است نه حرام!!!

و امر مکروه امری است که انجام آن گناه ندارد!!!

سایت وهابی جامع فتاوی میگوید:

مکروه : به چیزی گفته میشود که اگر کسی آنرا انجام دهد گناهی نیست و کسی که آنرا ترک کند اجر و پاداش میگیرد مانند نماز سنت خواندن قبل از طلوع و یا غروب آفتاب، خوابیده خوراک خوردن و غیره
http://www.islampp.com/?id=144&ftwid=6760

45

 

بنابراین طبق فتوای امام نووی اضافه کردن عبارتی به اذان مکروه است و نه حرام و انجام آن حتی گناه نیست.

یعنی حتی اگر عبارتی را به قصد جزئیت به اذان اضافه کنند مکروه است نه حرام!!!

حال چگونه به شیعه ایراد میگیرید که یک لفظ مستحبی را بدون جزئیت در اذان بگوید و خود شیعه اعلام میدارد این شهادت به ولایت جزئی از اذان نیست؟

مخالفین بهتر است اختلافات خودشان را ابتدا در اذان و اقامه رفع کنند سپس به شیعه برای یک لفظ مستحبی ایراد وارد کنند.

Print Friendly